نویسنده: محبوبی
نمونه و مصداقهای فراوانی از جنگِ تبلیغاتی در صدرِ اسلام وجود دارد؛ بهعنوان مشت نمونهی خروار به چند نمونه اشاره میشود:
ویژگیهای جنگ تبلیغاتی
اقناعسازی
اقناعسازی بهعنوان یکی از ویژگیهای مهم جنگ تبلیغاتی که جهت تغییر نگرش به کار میرود، جنبه فکری دارد تا فیزیکی. در اقناع، حوزهی ذهنی، تفکر و اندیشهی مخاطبان مورد توجه قرار میگیرد و با درنظر داشتن این وضعیت است که دشمن در عملیات یا جنگ تبلیغاتی به اهداف خود نایل میشود و نقشهی خود را در جامعه پیاده میکند. با این حال، هدف از این سلسله اقدامات و عملیات، بهدست-آوردن حد اکثر اعتماد قلبی و فکری مردم نسبت به حقانیت موضوع و ایده یا محتوای پیام انتقالیافته است و همچنین هدف، از بین بردن تردید و ابهام در صحت و سقم موضوع و پیام انتقالیافته است. برای قانع کردن مردم که از قشرهای مختلفی هستند و در وضعیت سنی و جنسی متفاوتی قرار دارند، راههای مختلفی وجود دارد. عاملان و کارگزاران جنگ تبلیغاتی با درنظرگرفتن چندمخاطبی بودن عملیات تبلیغاتی، از ابزارهایی متناسب هر مخاطب استفاده مینمایند و تلاش میکنند تا رضایت مخاطب را به درست بودن پیامش و پذیرفتنی بودن خواستهاش جلب نمایند. در این مسیر، دو روش مهم برای اقناعسازی وجود دارد. هدف پیامهایی که بیشترین اقناعکنندگی را دارند، این است که افراد به دقت و با تعمق به تجزیه و تحلیل پیام بپردازند، در مورد پیام تفکر نمایند، اندیشه به خرج بدهند و به بحث در مورد آن بپردازند. این روند بهعنوان پردازشعمیق (سیستماتیک) نامیده میشود. هرگاه اشخاص و مردم مورد هدف، توجه دقیقتری به این پیامها داشته باشند، این پیامها از قانعکنندگی بیشتری برخوردار خواهند بود. شیوهی دیگر عبارت است از تکنیکهای سطحی یا حاشیهی ارتقای توان اقناعکنندگی پیام. هرگاه موضوع، محتوا و پیامهای قوی و منطقی در دسترس نباشد یا جامعهی هدف، توان پردازش پیام را نداشته باشد، از تکنیکهای یادشده استفاده میشود؛ برای مثال: بهرهگیری از یک متخصص در زمینهی پیام، برای ارائهی پیام اقناعکننده میتواند بر جذابیت پیام بیفزاید و این تکنیکها، ترویجکنندهی پردازش سطحی یا حاشیهی هستند.
جنگ تبلیغاتی