فهرست بستن

نقدی بر اندیشه‌های سیاسی

نویسنده: محبوبی
فصل سوم: سکولاریسم

  1. بنیان‌های فکری سکولاریسم
    ‌ج. انسان‌گرایی یا اومانیسم

اومانیسم یا «انسان‌محوری» یا فلسفه «اصالت انسان» را می‌توان مادر و ریشه قریب‌به‌اتفاق مکاتب و اندیشه‌های مدرن دانست. تا قبل از جنبش اومانیسم در اروپا، فلسفه غالب، فلسفه به‌اصطلاح «خدامحور» و به تعبیر درست‌تر «کلیسا‌محور» بود. اما با ظهور اومانیسم جایگاه انسان در هستی متحول شد. انسان یا «منِ» اندیشه دکارتی به محور تبدیل شد. اندیشه تسلط بر طبیعت در وی فزونی گرفت و کم‌کم خود را به‌جای خدا نشاند و خود را ملاک و معیار همه‌چیز دانست و به این ترتیب دین و آموزه‌های آن را به عقب رانده و بی‌اعتبار ساخت. اومانیسم راه‌حل مشکلات بشری را بیش از آن‌که در حوزه ایمان به خدا جست‌وجو کند، از رهگذر عقل و خرد آدمی می‌جوید.
اومانیسم که به اصالت انسان یا انسان‌گرایی ترجمه شده است، مکتب و نظام فکری است که بر اساس آن انسان نباید در دین و ایمان به دنبال حقیقت و حل مشکلات و پاسخ مسائل زندگی بگردد، بلکه در این امور باید تنها به خود تکیه کند و دنیایش را با اندیشه و عمل خود بسازد. اومانیسم فقط شناخت و معرفتی را معتبر می‌شمارد که ناشی از انسان باشد نه خدا، و فعالیتی را پسندیده و جایز می‌داند که در جهت امیال و خواست‌های انسان صورت پذیرد. بدین ترتیب، اومانیسم جایگاه و نقشی برای دین قائل نیست و ازاین‌رو یکی از مبانی سکولاریسم جدایی دین از دنیاست؛ زیرا جوهره و روح اومانیسم که عنصر مشترک نحله‌های مختلف اومانیستی را تشکیل می‌دهد، محور و معیار قرار گرفتن انسان برای همه‌چیز است (لالاند، ۱۳۷۷: ۳۸). دان گیوپیت در این مورد به این باور است: مفاهیم، حقایق و ارزش‌ها همه ساخته‌ی انسان است و این آموزه را «انسان‌گرایی یا انسان‌مداری» می‌نامند. رنه گنون نیز در این باره می‌گوید: اومانیسم نخستین صورت امری بود که به شکل نفی روح دینی در عصر جدید درآمده بود و چون می‌خواستند همه‌چیز را به میزان بشری محدود سازند، بشری که خود غایت و نهایت خود قلمداد شده بود، سرانجام، بشر مرحله‌به‌مرحله به پست‌ترین درجات وجودی سقوط کرد. بنابراین، بر اساس آموزه‌ی اومانیسم، انسان باید در ساختن دنیا و زندگی‌اش به خود متکی باشد، نه این‌که از اصول مذهبی و تعالیم دینی مدد بجوید و بدین ترتیب، دین از عرصه‌ی حیات آدمی، یا حداقل حیات دنیایی انسان، کنار می‌رود و جدایی دین از دنیا یا دین از سیاست تحقق پیدا می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *