نویسنده: محبوبی
فصل چهارم: آموزش در نظام جمهوریت
دوره تحصیلات عالی
جدایی علوم دینی از علوم عصری
جدایی علوم دینی و علوم عصری از یکدیگر، از جمله برنامههای تهاجم فکری غرب بوده که متأسفانه در عصر جمهوریت در نظام تحصیلات عالی کشور بهخوبی عملی شده بود. در پوهنتونها اولویت بر آموزشهای مدرن بود؛ درحالیکه در جامعه اسلامی باید آموزشها و تعالیم دینی بر تعالیم عصری اولویت داشته، آموزشهای مدرن تحت نظر آموزشهای دینی در جریان باشد؛ زیرا، آنچه در جامعهی اسلامی مسلّم است، این است که محور دینداری، کمال و سعادت مسلمانان بر علم نافع و عمل صالح استوار است و این دو (علم نافع و عمل صالح) تنها در علوم دینی (کتاب و سنت) میسّر است. چنانکه راز استواری مسلمانان صدر اسلام، حفظ کتاب و سنت بوده، دلیل انحراف مسلمانان عصر حاضر نیز انحراف از کتاب و سنت است؛ بنابراین تنها راه اصلاح جامعه در دنیایی مدرن، رجوع به این دو مرجع اصیل است که متأسفانه در عصر جمهوریت این دو مرجع اصیل در نهان خانهی ذهن به فراموشی سپرده شده بود و در مقابل، علوم عصری اولویت یافته بود. تاریخ و تجربه گواهاند که توجه بیش از حد به علوم عصری و فرورفتن در بحر متلاطم علوم معاصر، عقیده و عمل را به گرداب نابودی میکشاند و استاد و محصل را با آیات جانبخش قرآن کریم و گفتههای گهربار پیامبر اکرم -صلیاللهعلیهوسلم-، اقوال دُر افشان سلف و ائمه بیگانه میسازد و شرعیات مقام منیعش را به عقلیات واگذار میکند. چنانچه این موضوع در کودتای کمونیستها و دوران بیستساله جمهوریت اتفاق افتاد که ناشی از غلبهی علوم عصری بر علوم دینی در مکاتب، مدارس و پوهنتونهای این کشور بود. در عصر جمهوریت علوم مدرن از علوم دینی در مقاطع تحصیلات عالی جدا شده بود و تمرکز بیشتر بر فراگیری علوم مدرن بود؛ چنانکه در بسیاری از مکاتب/ مدارس و پوهنحیهای علوم معاصر در پوهنتونهای این کشور، به تبعیت از کشورهای اروپایی و آمریکایی با تمرکز بر علوم مدرن به تدریس مشغول بودند که این رویه زیان بس بزرگی بر پیکر جامعهی اسلامی وارد آورده است و در بیست سال گذشته (دوران جمهوریت) محصلانی تقدیم جامعه نموده است که با علوم دینی که سرنوشت اخروی آنها را رقم میزند، کاملاً بیگانه بودند که این را باید ضایعهی بزرگی در جامعه اسلامی قلمداد کرد؛ زیرا افرادی که در جامعهی اسلامی متولد شوند و زیر پرچمی که ادعای اسلام بودن میکند، رشد یابند و سپس چنان در بحر علوم عصری غرق شوند که از علوم دینی در حد ابتدایی و فهم احکام دینی آگاهی نداشته باشند. با تأسف با اذعان نمود که اینگونه بود وضعیت محصلان و پوهنتونهای افغانستان در عصر جمهوریت که ندای اسلامیتش گوش آسمان را کر میکرد.