فهرست بستن

نقدی بر اندیشه‌های سیاسی

نویسنده: محبوبی
فصل پنجم: کمونیسم

  1. پیشینه کمونیسم

پیشینه تاریخی کمونیسم از نقدهای مارکس و انگلس، به سرگذشت طبقات اجتماعی و سرمایه‌داری آغاز شد. آنها اعتقاد داشتند که تاریخ انسانیت به نفوذ طبقات و نهیب و نبرد طبقاتی منجر خواهد شد.
کمونیسم به شکل آرزو و آرمان در اذهان دوره های باستان وجود داشته است. در اجتماع ابتدایی، ابزار ساده در مالکیت خصوصی نبوده و بهره کشی انسان از انسان پیدا نشده بود. در آن اجتماع، گروه های چندتنی به طور دسته‌جمعی و مشترک با هم به شکار می پرداختند و به جمع آوری خوراک مشغول می شدند و در یک جا می زیستند. این اجتماع ساده و ابتدایی، جای خود را به جامعه ی بردگی داد. تئوری کمونیسم از کتاب «جمهوریت» افلاطون و «اوتوپی» توماس مورو و «سرزمین خورشید» کامپانلا و «مجموعه قوانین طبیعت» مورلی و «کتاب انقلاب» بابوف منشأ گرفته است. در قرن 19 میلادی رابرت آون، شکل کمونیستی بخصوصی در محیط کار خود بین کارگران برقرار کرد. در تاریخ نیز کم‌وبیش پیشوایانی با نظریه ی کم وبیش کمونیستی پیدا شده و خواسته اند تحول کمونیستی را حتی در اجتماع ملوک‌الطوایفی به وجود آورند که نمونه ی بارز آن را به‌عنوان «جنبش مزدک» میتوان در دوره ی ساسانی دید. در دوران پیشرفت صنعت، کمونیسم از شکل آرزو و آرمان به شکل علمی درآمد. کمونیسم علمی از تاریخ 1840 میلادی، هنگامی که مبارزات طبقاتی بین کارگران و سرمایه داران در کشورهای اروپا درگرفت، به میان آمد.
قوانین بنیادین کمونیسم در اواسط قرن نوزدهم به وسیله کارل مارکس و فردریش انگلس تدوین شد که دو اقتصاددان و فیلسوف سیاسی آلمانی بودند. ولی تا سال ۱۹۱۷ هیچ کشوری با مرام کمونیستی بنیان نهاده نشد. تا اینکه در این سال، انقلاب کارگری در روسیه شکل گرفت که باعث سقوط حکومت تزاری شده و اتحاد جماهیر شوروی به عنوان اولین کشور کمونیستی پای به عرصه ظهور گذاشت؛ بنابراین، نقطه آغاز حضور کمونیست‌ها در عرصه ی سیاسی، انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ در روسیه به رهبری ولادیمیر لنین بود. در سال‌های پس از به قدرت رسیدن کمونیست‌ها، شوروی تحولات و فراز و فرودهای بسیاری را تجربه کرد. دوران حکمرانی لنین و استالین در شوروی کم وبیش خبر از ظهور دیکتاتوری جدیدی می‌داد. اتحاد جماهیر شوروی در زمان مرگ استالین، یک کشور صنعتی و مرکز یک امپراتوری جدید بود. تا قبل از دهه ۱۹۴۰، تنها دو کشور کمونیستی در جهان وجود داشت: شوروی و مغولستان. اما به‌تدریج و بعد از جنگ جهانی دوم، ایدئولوژی کمونیستی فراگیر شد. تا پایان دهه ۱۹۴۰ بیشتر شرق آسیا و اروپای شرقی تحت حاکمیت کمونیست‌ها بود. اکثر این دولت‌ها در آلبانی، چین، آلمان شرقی، کره شمالی، لهستان، رومانی، ویتنام و چند کشور دیگر نزدیکی زیادی به شوروی داشتند و از سیاست‌های کلی شوروی مانند ملی‌سازی صنایع، تحصیل و درمان رایگان، جمعی‌سازی کشاورزی و البته سرکوب شدید مخالفان و سیاست تک‌حزبی پیروی می‌کردند (لئونارد، 1363: 66).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *