تألیف: عبدالرحمن حسن حبنکه المیدانی
مبارزه طلبی های بنی قینقاع
ادامه:
از کارهایی که نشانگر آمادگیشان برای جنگ با مسلمانان بود و منتظر فرصت مناسبی بودند، این است که زنی از مسلمانان عرب با کالایی به مدینه وارد شد و آن را در بازار بنی قینقاع فروخت، سپس نزد زرگری یهودی دربازار نشست، شاید میخواست از او زیورآلات بخرد این زن عربی صورتش را پوشانده بود، گروهی از یهود بنی قینقاع او را مسخره کردند و از او خواستند که صورتش را باز بگذارد، ولی زن خودداری میکرد، پس در حالی که زن نشسته بود، بدون این که متوجه شود زرگریهود از پشت سر گوشه ی لباسش را گرفت و به پشت کمرش گره زد، بنابراین وقتی که زن برخاست عورتش نمایان شد که یکباره فریاد خنده و تمسخر به این زن مسلمان از یهودیان برخاست. هنگامی که زن متوجه نیرنگ زرگر شد، فریاد کشید و به خاطر اهانتی که به شرفش دربازار یهود شده بود، مسلمانان را به فریاد خواند. اینجا بود که مردی از مسلمانان به زرگر حمله برد و او را کشت و در مقابل یهودیان نیز به آن مسلمان حمله ور شده و او را کشتند. در نتیجه خانواده ی آن مسلمان علیه یهود از مسلمانان کمک خواستند و مسلمانان خشمگین شدند و بین آنان و بین این قبیله از یهود درگیری پیش آمد و قبیله ی بنی قینقاع اولین یهودیانی بودند که با خیانت و پیمان شکنی با مسلمانان روبه رو شدند. بنابراین پیامبر صلی الله علیه و سلم همان گونه که خدا دستور داده بود، به طور آشکار و روشن پیمانشان را به سویشان انداخت و مسلمانان را به جنگ با آنان فراخواند.