فهرست بستن

نقدی بر اندیشه‌های سیاسی

نویسنده: محبوبی
فصل ششم: فمینیزم

  1. پیشینه فمینیزم
    ادامه:

واژه ی «فمینیست»، از قرار معلوم نخستین‌بار در سال 1871م در یک متن طبی به زبان فرانسه برای تشریح گونه ای وقفه در رشد اندام ها و خصایص جنسی بیماران مردی، که تصور میشد از خصوصیات زنانه یافتن تن خود رنج می برند، نوشته شده است. یک سال پس از آن، یک نویسنده ضد فمینیست فرانسوی، این واژه را برای اشاره به زنانی که مردانه رفتار می‌کنند، به کار برد. اگر چه در فرهنگ طبی، معنای فمینیزم، خصوصیات زنانه یافتن مردان بود، در اصطلاح سیاسی این واژه، ابتدا برای توضیح خصوصیات مردانه یافتن زنان به کار رفت. استفاده از این واژه تا دهه ی شصت و هفتاد میلادی، برای اشاره به تشکل های زنان مرسوم نبود و کاربردی محدود در ارتباط با مسائل خاص و گروه هایی خاص داشت. صرفاً در همین اواخر است که استفاده از این واژه، برای تمامی گروه های مرتبط با مسئله حقوق زنان، متداول و فراگیر شده است.
فمینیزم ابتدا جنبش اجتماعی زنان فرانسه و دیگر کشورهای مغرب زمین در برابر نابرابری های حقوقی، اقتصادی و سیاسی و اعتراض به عدم تعادل در اصلاحات نوین بود. اصلاحات قانونی از دهه ی 1890م حق رأی همگانی مردان را به رسمیت شناخت و همین مسئله، تبعیض میان زن و مرد را بیش از گذشته، آشکار کرد. ازاین‌رو، توجه به اصلاحات حقوقی و سیاسی، نقطه ی بارز موج اول فمینیزم است و بر همین اساس می توان آن را نهضت دفاع از حقوق زنان دانست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *