تألیف: عبدالرحمن حسن حبنکه المیدانی
مبارزه طلبی های بنی قینقاع
ادامه:
پس پانزده شب در قلعه هایشان آنان را محاصره کردند و خداوند در دلهایشان ترس انداخت و نتوانستند برای جنگ با مسلمانان بیرون آیند و هنگامی که محاصره طولانی شد مطابق حکم پیامبر صلی الله علیه و سلم خدا پایین آمدند و خداوند پیامبرش را بر آنان مسلط کرد، در اینجا عبدالله بن أبي بن سلول رييس منافقان در مدینه و هم پیمان یهود بنی قینقاع پیش از اسلام جلو آمد و گفت: ای محمد! با یاری دهندگان و هم پیمانانم به نیکی رفتارکن زیرا من شخصی هستم که از بلاها می ترسم و پیوسته به پیامبر صلی الله علیه و سلم فشار می آورد تا این که پیامبر پذیرفت و این کاری که رییس منافقان انجام داد، از میوه هایی بود که یهود در برنامه ی نفاقی که بعضی از مشرکان عرب را به آن وادار کرد به دست آورد و پیامبر صلی الله علیه و سلم به کوچاندن شان از مدینه اکتفا کرد و بیشترشان به زرگری و تجارت مشغول بودند. پیامبر صلی الله علیه و سلم به آنان اجازه داد که اموال و وسایل سنگین و اسلحه ی سبکشان را با خود بردارند، در نتیجه به شام رفتند و در اذرعات اقامت کردند، ولی مدتی نگذشت که بیشترشان از بین رفتند و به جزای خیانت و پیمان شکنی و جنگشان با خدا و رسول رسیدند.