نویسنده: محبوبی
فصل ششم: فمینیزم
- نقد و نظر
قابل به ذکر است که دفاع از حقوق و جایگاه انسانی زن را نباید با مرام «فمینیزم» مساوي انگاشت. همچنین ناگفته نباید گذاشت که نقد یا آسیب شناسی یک اندیشه یا مرام، به معنی نادیدهگرفتن پیامدهای مثبت آن اندیشه و مرام نیست. بسا تفکر و مرام نادرستی که در کنار ابعاد و آثار منفی و زیانبار، پیامدهاي قهري مثبتی نیز داشته باشد.
باید اذعان نمود که افراط و تفریط در فراشد زمان، بزرگ ترین قربانگاه حقیقت بوده است. در گذر زمان، روزگاری «انسان را مساوی با جنس مذکر» می پنداشتند و زن را در شمار سایر جانوران قلمداد می کردند؛ این بینش و اندیشه ی ضد دینی، ضد انسانی و ضد علمی، سرآغاز ستم های بی شمار در حق زنان شد. در عصر حاضر، فمینیزم با نگاه افراطآمیز به صفات زنانه و تفاوت های فیزیولوژیک زنان، بر «برترانگاری زنان» پافشاری می کند. یک واقعیت است که انگاره ای غلط را نمی توان به انگاره ای غلط دیگر زدود و «دفاع بد، زیان بارتر از حمله خوب است». گویی فمینیزم افراطی، ضرورت سلطه مرد یا زن بر دیگری را گریزناپذیر می داند.
از دیگر آفات فمینیزم، «صدور یک حکم برای موضوعات مختلف» است. با توجه به تفاوت های ژرف شرایط اقلیمی، فرهنگی، مذهبی، اشتغال، آداب و رسوم و همچنین تنوع ستم های روا شده بر زنان، حقوق شیوه های تأمین آن در هر جامعه و برای هر گروه از زنان، باید جداگانه مورد بحث و بررسی قرار بگیرد. چه بسا تجویز نسخه های همگانی، درد جامعه بیمار کنونی را تشدید کرده، سبب بروز عوارض دلآزار و بیماری های جدیدی نیز گردد.
مرد انگاری زن در عصر حاضر، سبب «از خود بیگانگی» او شده است و ماندن در برزخ «زن – مرد»، او را به ورطه بحران شخصیت و «کیش دو شخصیتی» افکنده است؛ به همین دلیل رفتار و کنش زنان، با توجه به محیط ها و نقش های متفاوتی که عهده دار شده اند و شرایط حضور در خانه و اجتماع، متغیر و متفاوت شده است و چنین وضعیتی، آدمی را از کارایی و داشتن نقش های ثابت و مؤثر باز می دارد.