فهرست بستن

سایه همسایه (تهدید فرهنگی ایران بر هویت ملی افغانستان)


نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: معرفی فرهنگ
تعریف لغوی فرهنگ:
فرهنگ در لغت به معانی متعددی استعمال گردیده که به تعدادی از آنها در ذیل اشاره می‌شود: علم، دانش، تربیت، ادب، لغت نامه، عقل، خرد، تدبیر و چاره (معین, 1384)، (عمید, 1381). کتابهای لغت یا لغت‌نامه‌ها در ترجمه کلمه فرهنگ بیشتر حول ادب، عقل، دانش و بزرگی می‌چرخد.
و شعرای مشهور نیز از این معانی در اشعار خود استفاده نموده­اند.

شیخ نظامی گنجوی آن را مرادف عقل و دانش می‌داند:

نه دانش باشد آن­کس را نه فرهنگ     که وقت آشتی پیش آورد جنگ

ظهیرالدین فاریابی آن را مرادف دانش می‌داند و می‌گوید:

من از خجالت و حیرت نشسته در کنجی

که کس نشان ندهد نام دانش و فرهنگ

شیخ سعدی نیز فرهنگ مرادف با عقل بیان می‌دارد و می‌گوید:

     خداوند تدبیر و فرهنگ و هوش

                            نگوید سخن تا نبیند خمــــوش

مولانای بلخ آن را مرادف ادب و هنر بیان نموده می‌فرماید:

                    تا که عاشق گم کند مر راه را   

                    تا که عاقل بشکند فرهنگ را

                    آن یکی گفت: ای گروه مکر و کیش

                    تا بگوید هر یکی فرهنگ خــــویش

ابوالقاسم فردوسی فرهنگ را علم و دانش معرفی می­نماید:

ز دانا بپرسید پس دادگر                   که فرهنگ بهتر بود یا گهر

چنین داد پاسخ بدو رهنمون             که فرهنگ باشد زگوهـر فزون

که فرهنگ آرایش جــان بود             سخن گفتن از گوهر آسان بود

                گهر بی‌هنر زار و خوار است و سست

                 به فرهنگ باشد روان، تندرســــت

تعریف اصطلاحی فرهنگ:

برای فرهنگ تعریف­‌های گوناگونی از دیدگاه­های متفاوتی صورت گرفته که به‌عنوان نمونه از هر بخشی به یک تعریف اشاره خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *