نویسنده: نهضت
فصل سوم: حقوق بشر در ترازوی نقد (مقایسهی غرب و اسلام)
انتقادات وارد بر حقوق بشر غربی
أ. غربمحوری «ادامه»
تدوین اعلامیهی جهانی حقوق بشر، به دلیل یکسویه بودن و انطباق با فرهنگ خاص وضعکنندگان آن، مورد انتقاد قرار گرفته است. این اعلامیه، آداب و رسوم، ارزشها و هنجارهای سایر فرهنگها را به طور کامل نادیده گرفته است. برای مثال، اعلامیه بر پایهی اندیشهی اصالت فرد بنا شده و قائل به تساوی حقوق همهی انسانهاست، در حالی که بسیاری از متفکران و فرهنگها چنین اندیشهای را برنمیتابند. در برخی جوامع، جمعگرایی و مسئولیتپذیری اجتماعی بر فردگرایی اولویت دارد. این تفاوتها نشان میدهد که اعلامیهی جهانی حقوق بشر نتوانسته است به طور کامل نیازها و ارزشهای تمامی جوامع را پوشش دهد. حتی این نقد است که خود مارکسیتها بر اعلامیه جهانی حقوق بشر دارند. آنها معتقداند که اعلامیه جهانی حقوق بشر در بستر نظام سرمایهداری و لیبرالدموکراسی شکل گرفته است و از آن به عنوان ابزاری برای بسط و گسترش فرهنگ و ارزشهای سرمایهداری استفاده میشود. از دیدگاه مارکسیستها، حقوق بشر غربی نه تنها به دنبال حمایت واقعی از حقوق انسانها نیست، بلکه به عنوان ابزاری برای تثبیت سلطهی نظام سرمایهداری بر جهان عمل میکند (قائمینیک، 1388: 296).
بنابراین مهمترین ایراد وارد بر حقوق بشر غربی، غربمحور بودن آن است. این نظام حقوقی، با وجود ادعای جهانشمول بودن، بر پایهی ارزشها و مبانی فلسفی خاصی استوار است که ریشه در فرهنگ و تاریخ غرب دارد. این موضوع باعث شده است که حقوق بشر غربی نتواند به طور کامل نیازها و ارزشهای جوامع غیرغربی، به ویژه جوامع اسلامی، را پوشش دهد.