نویسنده: محبوبی
فصل اول: زندان در فراشد زمان
ادامه پیشینه زندان
پیشینهی زندان در افغانستان
افرادی را که هنوز محاکمه خود را سپری نکرده و مرتکب جرائمی بودند که حبس آن کمتر از سه ماه بود، آنها را مستحق اقامت در توقیفخانهها میدانست. پیرامون روش حفظ و نگهداری زندانها، قانون شرایط و ضوابط واضحی را پیشبینی نموده بود که بر اساس آن مؤظفان توقیفخانهها و زندانها از تحقق تمام انتظامات و قواعد نافذه در نهادهای تحت کنترلشان، مسئول شناخته شدند. جهت جلوگیری از سوءاستفاده مسئولان و اشخاص ذیصلاح، قانون طرحهای مشخصی را برای مأموران زندان در نظر گرفته بود و بر عملی شدن آن تلاش مینمود؛ چنانکه هر نوع خلاف و سوءاستفاده از احکام و هدایات متذکره، موجب مسئولیت جزایی ماموران زندان میشد. در این دوره اگر چه تلاشهای زیادی شده بود تا مجازات جنبهی انتقام نداشته و با روحیهی ملایمترین تطبیق گردد، اما قانون یاد شده در زمینهی اصلاح و تربیت مجدد مجرمین صراحت نداشت. در این دوره بود که براساس قوانین توقیفخانهها و محبوسخانهها، زندانیان زن و مرد از هم جدا و در تعمیر جداگانه تحت بازداشت قرار گرفتند. همچنین مجرم سیاسی و مجرم جنایی از هم تفکیک و هر کدام به شیوهی خاصی مورد حبس و بازداشت قرار گرفتند (امین، 1397: 204-205).
در ادامهی ترویج رسم قانوننگاری، مقرره مجازات و مکافات زندانها در سال 1347 تصویب شد که در آن توجه بیشتری به مدیریت زندانها و محکومین صورت گرفته بود. در مقدمهی این مقرره، مقصد اصلی زندان، اصلاح و تربیت مجدد مجرمین معرفی گردید. مقررهی مذکور در دههی دموکراسی در جریان سالهای 1343-1353 نافذ گردید؛ بنابراین طوری که مبرهن است وضعیت موجود در زندانها و شرایط نیروی بشری در افغانستان آن روزگار با نیازمندیهای اصلاح و تربیت همخوانی نداشته و ممکن نبود که با تدوین قانون به این هدف دست یابند (همان، 206).
بناً، به علاوهی وضع قوانین و مقررهها، در عالم واقع زندانها دچار تغییر و تحول نشده و کماکان بر روال رقتبار خویش ادامه داشتند. زندانیان بهخصوص زندانیان سیاسی هنوز هم مورد ضرب و شتم نظامیان قرار میگرفتند و مدت طولانی را بدون محاکمه در زندانهای خوفناک به سر میبردند. شیوهی مدیریت زندان اینگونه بود که زندانهای کوچک توسط یکی از اعضای آمریت زندان و زندانهای بزرگ توسط شخص آمر زندان همان شهر مدیریت و رهبری میشده است. ازآنجاییکه دستاندرکاران زندان در نظامهای پرورش یافته بودند که خشونت و تعذیب بر زندانیان را یگانه و بهترین راه برای کنترل زندانیان و ایجاد فضای رعب و ترس در سایر اتباع کشور میدانستند، روند خودسری و عدم رعایت قانون به شکلی از اشکال حتی پس از شکلگیری سیستمهای نسبتاً نظاممند ادامه پیدا کرد.