تالیف: علامه عبدالشکور لکنوی
امیرالمؤمنین ذوالنورين عثمان بن عفان
شهادت حضرت عثمان ( رضی الله عنه)
در اواخر خلافت ایشان عدهای به مخالفت با ایشان بر خاسته و این اختلاف روز به روز شدت میگرفت و به حدی رسید که تمرد و سرکشی آشکار گردید و یاغیان، آن جناب را در خانه اش محاصره کرده، آب را بر او بستند و در حال مظلومیت شدیدی او را شهید کردند. ماجرا از اینجا شروع شد که انگشتری رسول خدا صلی الله علیه و سلم که بعد از آن حضرت به دست حضرت ابوبکر صدیق و بعد از او به دست حضرت فاروق اعظم و پس از وی به دست حضرت عثمان رضی الله عنهم رسید، روزی حضرت عثمان رضی الله عنه بر لب چاه اریس نشسته بود و انگشتر را در دست داشت که ناگاه انگشتر در چاه افتاد. تمام آب چاه کشیده شد حتی لایروبی به عمل آمد اما از انگشتر اثری یافت نشد. گم شدن انگشتری مقدمهای بود بر این آشفتهگیها و بر حضرت عثمان رضی الله عنه خرده گیری شروع شد.
بزرگترین اعتراض این بود که ایشان افراد خاندان خود را عهده دار مسئولیتهای بزرگ گردانده. از این قبيل اعتراضها طوماری جمع شد ولی هیچ اعتراضی شرعاً وارد نبود. پاسخ تمام این اعتراضها که بر حضرت عثمان رضی الله عنه وارد شده اند، مفصلاً در کتاب «ازالة الخفاء» آمده است. حق این است که صحابهای که از زمره مهاجران باشد و رسول خدا او را به جنت بشارت دهد و نسبت به او بگوید که او مظلومانه در آن روز شهید میگردد، نسبت به این گونه موارد جزئی که به حد جواز رسیده باشد مؤاخذه نخواهد شد.