تألیف: اسماعیل راجی الفاروقی
توحید؛ به مثابهی نخستین اصل در فلسفهی اخلاق
ادامه:
«تکلیف» یا مسئولیتی نیز که بر انسان فرض شده است، نـه بـر سایر مخلوقات، به هیچ وجه در هیچ محدودهای متوقف نمیگردد. به طوری که سراسر جهان را در بر میگیرد و همهی نوع بشری نیز هدف فعل اخلاقی انساناند. عرصهی آن نیز همهی زمین و آسمان است. از این رو، او در برابر همهی آنچه که در جهان در هر بخش از دورترین نقاط آن رخ میدهد، مسئول است؛ چرا که تکلیف انسان، فراگیر و جهانی است و تا روز قیامت، پایان نمییابد.
اسلام تأکید میکند که تکلیف بنیاد انسانیت انسان و معنا و محتوای آن است و اینکه انسان تحمل این بار را بپذیرد، یکباره او را به فراتر از سطح سایر مخلوقات و حتی فراتر از سطح فرشتگان میبرد؛ چرا که غیر انسان توانایی تحمل مسئولیت را ندارد؛ چرا که مسئولیت محتوای خلقت انسان را تشکیل میدهد. بنابراین در میان این انسانیت اسلام، با سایر انسانیتها تفاوت و شکاف فراوانی وجود دارد؛ چرا که به عنوان مثال تمدن یونان (باستان)، رویکردی قوی را به سمت انسانیت در پیش گرفت که غرب، از زمان تجدید حیات علمی و فرهنگی خود (رنسانس)، آن را به عنوان الگویی مورد تقلید و پیروی قرار داد.