نویسنده: محبوبی
فصل هشتم: امپریالیزم
۱۰. نقد و نظر
ج. تحریف هویت و نژادپرستی
امپریالیزم فرهنگی نیز بهعنوان یکی از اشکال امپریالیزم مورد نقد قرار گرفته است. منتقدان باورمندند که امپریالیزم فرهنگی با ترویج ارزشها، سبک زندگی و فرهنگ کشورهای قدرتمند، باعث از بین رفتن فرهنگهای بومی و محلی شده است. این فرآیند که گاهی بهعنوان «امپریالیزم رسانهای» یا «جهانیسازی فرهنگی» شناخته میشود، منجر به همگونسازی فرهنگی و کاهش تنوع فرهنگی در جهان میگردد. بهعنوان مثال، گسترش فرهنگ آمریکایی از طریق فیلمها، موسیقی و رسانههای جمعی، باعث شده است که بسیاری از فرهنگهای محلی در سراسر جهان تحت تأثیر قرار گیرند و حتی به حاشیه رانده شوند. ادوارد سعید در کتاب «شرقشناسی» به نقش امپریالیزم در تحریف هویت فرهنگی و تاریخی ملتهای شرقی اشاره نموده است. او به این باور است که امپریالیزم با ایجاد تصویری تحقیرآمیز و نادرست از «شرق»، به توجیه سلطه خود پرداخته است. همچنین معتقد است که امپریالیزم نهتنها منابع مادی، بلکه هویت فرهنگی و تاریخی ملتها را نیز مورد تهاجم قرار میدهد. سعید استدلال میکند که این تحریفهای فرهنگی، به تداوم سلطه و نابرابری در جامعه میانجامد (سعید، 1377: 231).
د. توجیه سلطه تحت عنوان تمدنسازی
یکی از نقدهای اصلی که از نگاه ایدئولوژیک متوجه امپریالیزم میشود، توجیه سلطه تحت عنوان «تمدنسازی» است. بسیاری از نظریهپردازان، از جمله آرنت، به این نکته اشاره کردهاند که کشورهای استعماری با استفاده از این ایدئولوژی، اقدامات خود را بهعنوان رسالتی اخلاقی و فرهنگی توجیه میکنند. این نقد بر این نکته تأکید دارد که چنین توجیهاتی نهتنها نادرست است، بلکه باعث تداوم سلطه و نابرابری میگردد (محمودی و کلهرودی، 1401: 281).