نویسنده: نهضت
فصل اول: کلیات و مبانی مفهومی جاهلیت
معناشناسی و سیر تحول مفهوم جاهلیت «ادامه»
«جهل» به خودی خود به معنای فقدان علم است. همانگونه که ابن منظور در لسان العرب تصریح کرده است: «الجهل نقیض العلم» (ابن منظور، ۱۴۱۴ ق: ۱۱/ ۱۲۹). همچنین در کتاب العین خلیل بن احمد فراهیدی نیز همین تعریف آمده است (فراهیدی، ۱۴۰۹ ق: ۳/ ۳۹۰). اما جهل تنها به نادانی محدود نمیشود، بلکه همراه با بیتوجهی و عدم اهتمام به کسب دانایی نیز است. یعنی فرد جاهل تنها نمیداند، بلکه برای دانستن نیز تلاشی نمیکند. در این معنا، «جهالت» به حالت و وضعیت نادانی اشاره دارد که در پی کسب دانایی نیز اهتمام ندارد. این واژه در مقابل طمأنینه و آرامش نیز به کار رفته است (مصطفوی، ۱۳۶۰: ۲/ ۱۳۱). در این مفهوم، جهل در برابر «حلم» قرار میگیرد که به معنای بردباری و ضبط نفس است (قرشی، ۱۳۷۱: ۲/ ۱۶۷). زمخشری در اساس البلاغه در ذیل ماده جهل جملهای آورده است: «جهلت القدر: اشتد غلیانها، نقیض تحلمت» (زمخشری، ۱۹۹۰ م: ۱۰۷). وی صراحتاً در این مثال، جهل را مترادف غلیان و نقیض حلم آورده است. حلم در واقع به معنای اطمینان نفس است به گونهای که خشم به آسانی انسان را تحریک نکند و سختیها به زودی او را مضطرب نسازد. از اینرو جهل به معنای غضب، عصبانیت، بیتابی، عجول بودن و ناتوانی در کنترل نفس است. این همان چیزی است که میتوان آن را «نادانی خشمگین» یا «خشونت ناشی از جهل» نامید.