نویسنده: محبوبی
فصل نهم: اومانیزم
۷. عوامل پیدایش اومانیزم
ب. تحولات اجتماعی و سیاسی
۱. افول کلیسا و نظام فئودالی: در قرون وسطی، کلیسا و نظام فئودالی بر جامعه حاکم بود. با افول این نهادها، فضای فکری جدیدی برای ظهور اومانیزم فراهم شد. این تحولات باعث کاهش نفوذ کلیسا در امور علمی و فرهنگی و ظهور طبقه جدید بورژوازی شد که به تقویت فردگرایی انجامید.
۲. شکلگیری دولتهای ملی: در دوره رنسانس، دولتهای ملی در اروپا شکل گرفتند که بهجای اتکا به کلیسا، بر قدرت انسان و عقلانیت تأکید داشتند. این تحولات به تقویت ناسیونالیسم و هویت ملی منجر شد و وابستگی به نهادهای فراملی مانند کلیسا را کاهش داد.
ج. تحولات علمی و فرهنگی
۱. انقلاب علمی: کشفیات علمی در قرون ۱۶ و ۱۷ میلادی، مانند نظریه خورشیدمرکزی کوپرنیک و قوانین حرکت نیوتن، به تقویت عقلانیت و نگرش انسانمحور کمک کرد. در این دوره، تأکید بر علم بهجای خرافات و تقویت اعتماد به تواناییهای انسان در کشف قوانین طبیعت، جایگاه ویژهای یافت.
۲. توسعه هنر و ادبیات: در دوره رنسانس، هنرمندان و نویسندگانی مانند لئوناردو داوینچی و دانته، انسان را در مرکز آثار خود قرار دادند. این تحولات فرهنگی به گسترش اومانیزم کمک کرد. در این دوره، تأکید بر زیباییشناسی و خلاقیت انسانی، جایگزین هنر قرونوسطایی شد که بیشتر در خدمت کلیسا بود (ماری، ۱۳۹۱: ص 1۰).