نویسنده: غیاثالدین حبیبی
بخش چهارم
یک اصل بنیادین:
معرفی شایسته، نه تقابل خصمانه فرهنگ اسلامی با کینهورزی، توهین به دیگران یا انزوا احیا نمیشود؛ بلکه باید به گونهای منطقی، متین و آراسته عرضه گردد که مخاطب زیباییهای آن را ببیند و جوان مسلمان به هویت اصیل خویش تکیه کند. مقصود ما نفی ارزشهای انسانی دیگر فرهنگها نیست، بلکه رسالت ما بازیافتن کرامت خود و رهایی از خودباختگی و تقلید کورکورانه در برابر فرهنگهای وارداتی است.
در نتیجه:
اگر به راستی در پی حاکمیت فرهنگ اسلامی هستیم، باید از مرز گفتار گذشته و به ساحت عمل وارد شویم:
– در سخن، بر راستی استوار بمانیم؛
– در دادوستد و اموال، امانتداری را حفظ کنیم؛
– در خانه و با خانواده، مهرورز و صبور باشیم؛
– در جامعه، احساس تعهد و مسئولیت داشته باشیم؛
– در فضای مجازی، با تدبیر، سواد رسانهای و بصیرت گام برداریم؛
– و در مواجهه با موج فرهنگهای بیگانه، با سلاح علم، آگاهی و استدلال انتخاب کنیم.
فرهنگ اسلامی زمانی در جامعه تجلی واقعی پیدا میکند که معارف آن از خطوط کتابها و منابر فراتر رفته و در اخلاق و رفتار هر روزه ما دیده شود. اصلاح فرد، سلامت خانواده را تضمین میکند و از پیوند خانوادههای صالح، نسلی آگاه، استوار و جامعهای پیشرو شکل خواهد گرفت.
پس چشم به انتظار تغییر دیگران نمانیم؛ دگرگونی راستین را از درون خویش آغاز کنیم.
احیای فرهنگ اسلامی