تألیف: علی محمد جریشه و محمد شریف الزیبق
دسیسههای قبل از سقوط خلافت اسلامی
هدف آنان «اسلام ستیزان» این بود که باید در قدم نخست خلافت اسلامی از هم پاشیده شود و بعداً حکومت اسرائیل
تشکیل شود.
این پیمانهای یهودیان را نویسنده روسی «نیلوس» مطالعه کرده بود. زیرا در مورد آن پیشبینی کرده بود که در سال ۱۳۱۹ هجری قمری (۱۹۱۰م) انجام یافته بود. اینکه رئیس یهودیان «قرصو» در شهر از سلطان عبدالحمید خواهش کرد که فلسطین را به حیث سرزمین قومی به آنان تسلیم کند و زمانی که سلطان عبدالحمید این پیشنهاد را رد کرد، رئیس یهود او را تهدید کرد و از آنانی که به خلیفه مشوره لغو کردن را داد، دو سران یهودی بود. (کتاب: فی المشروعیة الاسلامیة د. علی جریشه، ص 231)
گفته میشود، زمانی که یهود پیشنهاد تسلیم کردن فلسطین را مطرح کرد، سلطان عبدالحمید در جواب یهودیان گفت: «تا زمانی که من زنده هستم جدا کردن فلسطین از خلافت اسلامی آسان تر از جدا کردن و بریدن اندامهای من میباشد و این امری است که قطعاً امکان ندارد؛ در صورتی که من زنده باشم با بریدن اندامهای خود به هیچ صورت موافق بوده نمیتوانم.»
طوری که قبلاً اشاره کردیم در یک جلسه استشراق این وصیت گفته شده بود که: «درخت باید توسط شاخاش بریده شود». اما قبل از اینکه درختی از دوران نبوت بدینسو به آن روشن گردیده بود، چطور آن را ببرد و قبل از اینکه قهرمان اسلام سلطان عبدالحمید را چطور از صحنه دور کند، قبل از آن مفکوره جدایی دین از سیاست و قومیت را پخش کردند.