تألیف: علی محمد جریشه و محمد شریف الزیبق
دسیسههای قبل از سقوط خلافت اسلامی
تاریخ اسلام چنین ثقافت را نمیشناسد:
حالت غرب قابل توجه نبود، سلوک ناپسند غرب در مقابل علم و علما، آزار دادن مردم و تجارت بالای عقاید و افکار افراد؛ تا حدی که از شکم خود و هوس در مقابل گرفتن مال به مردم اسناد بخشش و اوامر محرومیت را میدادند. در حالی که شرق اسلامی ما سلوک ناپسند با علم و علما را هیچ نمیشناختند، بلکه در امت اسلامی عزت و اکرام دارد و چرا باید اینطور نباشد؟ زیرا آنها در شریعت ورثه حضرت محمد صلی الله علیه و سلم پنداشته میشوند. به همین خاطر در جهان اسلام نه از بُعد فکری و نه از بُعد تاریخی مجال این نیست که دین از سیاست جدا شود، اما انتشار این مفکوره دسیسه دشمنان اسلام بود. این امر از طرف شب انجام شد و این مفکوره را در ترکیه یک حزب سیکولار «اتحاد و ترقی» پذیرفت، برای نشر آن کار کرد و بعداً توسط فرماندهان سلطان عبدالحمید را از خلافت عزل کرد. خلیفهای که از تسلیمی فلسطین به یهودیان انکار کرده بود، رئیس یهودیان «قرصو» او را تهدید کرده بود و خلیفه نمیخواست تا دین را از سیاست جدا کند.
همان بود که خلیفه عبدالحمید را از خلافت عزل و سیکولارها برای حکومت بیدین خود شهر انقره را پایتخت خود انتخاب کردند. آنها خلافت اسلامی را از بین بردند، عظمت و وقار ترکیه را از بین برده و آن را به یک دولت کوچک تبدیل کردند که جیره خور شرق بود.