تألیف: دوکتور عبدالباقی حقانی
فصل اول: خلافت و سیاست اسلامی
فقه و سیاست
جدایی دین از سیاست «ادامه»
غلط بودن جدایی دین از سیاست مثل این است که امروز گفته میشود نظام ساینسی، اساسات دین را تضعیف مینماید و ساینس هیچگاهی با دین جمع نمیشود؛ اما حقیقت این است که ساینس با مذاهبی جمع نمیشود که تمدن را از زندگی بشر دور ساخته طرف رهبانیت رفتهاند، اما مذهبی که به اساس نیازهای تمدن و خواستهای عصر مترقی طرفدار مساعد ساختن نیازهای اقتصادی و اجتماعی است، هیچ وقت ساینس به همچو مذهبی زیان نمیرساند، بلکه پیشرفتهای ساینسی همیشه به نفع آن تمام میشود و ساینس حیثیت خادم به دین را دارد و سیاست نیز مانند ساینس خادم این مذهب و بخش بزرگ آن است، البته مراد به سیاست، سیاست عصری نه بلکه سیاست شرعی است که اساس و تهداب آن بر علم، اخلاق، تقوا، پاکی و اخلاق فاضله استوار است، چیزی که از طرف الله تعالی به منظور محو اخلاق و اعمال ناپسند فرستاده شده است، نه بخاطر ترویج اعمال و اخلاق ناپسند، بلکه هدف از سیاست پادشاهی نه بلکه سیاست پیغمبری مراد است و اینچنین سیاست بخش بزرگ از دین است که در هیچ حالتی از آن انکار کرده نمیشود و باید واضح شود که در هر دو صورت اصل و اساس دیانت و صداقت است و سیاست برای استحکام و بقای آن یک وسیله است به همین علت بود که الله تعالی به هزاران پیامبر صفت دیانت و صداقت را عطا نمود، لیکن سیاست و جهاد را فقط برای چند پیغمبر مشروع قرار داد.