فصل چهارم: آموزش در نظام جمهوریت
ادامهی دوره معارف
وجود فساد اداری گسترده
این پدیده (فساد اداری)، در نظام جمهوریت به یک معضل پیچیدهی اجتماعی و همهگیر تبدیل شده بود؛ به گونهی که تمام نهادها و ارگانهای دولتی را به لباس فساد ملبس نموده بود. اگر چه دولت آن وقت افغانستان برای زدودن فساد از ادارات دولتی تلاشهای کرده بود و تعداد اندکی از دوسیههای فساد اداری را مورد بررسی و بازخواست قرار داده بود، اما فساد در نظام جمهوریت فراگیر شده بود و همهی عاملان و دستاندرکاران نظام، از مقام ریاست جمهوری تا پایینترین مقام، در لجنزار فساد اداری شناور بودند. شاید بهندرت ادارهی از بیماری مهلک فساد اداری جان سالم به در برده باشد. تلاشهای دولت برای زدودن فساد، ظاهری و جهت دلخوشی مردم بود و گر نه به گفتهی سنایی غزنوی:
عالمت غافلست و تو غافل *** خفته خفته را کی کند بیدار
کسی که خودش به لباس فساد ملبس باشد، چگونه دیگران را از فساد منع میکند
یکی از ارگانهای که در بیست سال حکومت نظام جمهوری، در لجنزار فساد اداری تا گلو غرق بود، وزارت نامحترم معارف است. وزارت معارف این کشور در نظام جمهوریت به علاوهی مشکلات، آسیبها و کاستیهای دیگری که داشت، در بحر متلاطم فساد اداری غرق بود؛ فساد اداری از بلندپایهترین مقام وزارت معارف که شخص وزیر معارف باشد، تا پایینترین مقام در این وزارت بهنوعی به بیماری بدخیم فساد اداری مبتلا بودند. در کتاب «فساد اداری (روایتی از بیست سال گذشته)» که توسط اداره فاخر تحقیقاتی و نشراتی عروج، تألیف و نشر شده است، دوسیههای فساد اداری زیادی را مورد بررسی قرار داده است؛ از جمله دوسیهی فساد اداری وزیر معارف «فاروق وردک».
ادامه دارد…