اسماعیل خان نامی شناختهشده در میان رهبرانفراری جمهوریت و جنگسالارانی است که سالهای زیادی همچون طاعون دامنگیر ملت افغانستان و بهخصوص مردم مظلوم هرات گردیده بود.
پیرمردی که تاریخ کارکردهایش آغشته بهخون صدها انسان بیگناه است و از همینرو آه مادران و پدران زیادی را یدک میکشد.
وی در زمان جنگهای داخلی با نام مجاهد علیه علماء و طلابی که برای برپائی شریعت اسلامی زیر پرچم توحید وارد میدان شده بودند ایستاد و به پیروی از ابی بن سلول بخاطر حفظ جاه و مقاماش در نزد مردم، مجاهدین زیادی را بهشهادت رساند.
مدتیبعد به اسارت مجاهدین امارت اسلامی درآمد، اما باگذشت مدتزمانی توانست از بند اسارت جانسالم بدر ببرد، فرصتیکه شاید برای توبه و رجوع از گذشته تاریکاش مهیا شده بود اما وی به این فرصت طلائی پشت پا زد و راه ایران را در پیش گرفت و مدتی بعد دوباره وارد جنگ با مجاهدین شد.
اسماعیل خان بعد از اشغال افغانستان توسط آمریکا خود را به دامن اشغالگران انداخت و همرکاب با آنان علیه سربازان اسلام جنگید.
وی بخاطر این خوشخدمتیاش به غربیها کنترل شهر هرات را بهدست گرفت و مدت زیادی را فرمانروایی کرد و در این مدت اکثر رقیبان خود را با کشتنشان از میان برداشت.
هرات شهری که به علم و فرهنگ شهرت جهانی داشت، در سایه سرد اسماعیل اما به ماوای فساد، فحشاء و بیبندوباری مبدل شده بود.
در روزهای اخیر جمهوریت با اینکه فتح هرات حتمی بود و تمام آگاهان امور به این امر اقرار داشتند اما اسماعیل برای حفظ جاه و مکاناش و ثروتی که از خون ملت بیگناه اندوخته بود با فریبدادن جوانان سادهلوح آنها را سپر خواستههای پلیداش نمود و خونهای شانرا بههدر داد.
سرانجام شهر هرات نیز فتح شد و اسماعیلخان باری دیگر بهدست مجاهدین امارت اسلامی اسیر شد.
وی علیرغم تمام جنایاتاش بخاطر کهولت سن و ریش سفیداش مورد عفو بزرگان امارت اسلامی قرار گرفت و با کمال احترام به خانهاش برگشت.
اما از آنجاییکه وی به معنای کلماتی چون آزادی و حریت نا آشنا بود با ریشسفیداش دوباره رخت سفر بست بهسمت ایران و بعد از گذشت مدتزمانی باری دیگر صدای دلخراشاش در مخالفت با نظام اسلامی بهگوش میرسد.
بهراستی که خون بیگناهان و آه مظلومان مانع از پایان این ذلتشان است و انشاءالله تا آخرین لحظه حیاتشان آنهارا در عمق ذلت و خواری نگهمیدارد.