فساد اداری در دوره فسادپیشگان، دوران جمهوریت و نظام دموکراسی، ضربات جبرانناپذیر مادی و معنوی بر پیکر جامعه افغانستان وارد نموده و سالانه مبالغ هنگفتی از ثروت و دارایی این مملکت را به دستان بیمهر تاراجگران سپرده است کسانیکه خود را پیشکسوتان کشور فکر میکردند و جز فساد و قصب زمینهای دولتی و غیردولتی فکری در سر نداشتند. پدیده فساد، در نظام جمهوریت به یک معضل پیچیدهی اجتماعی و همهگیر تبدیل شده بود؛ به گونهای که تمام نهادها و ارگانهای دولتی را به لباس فساد ملبس نموده بود، فساد در نظام جمهوریت فراگیر بود و همهی عاملان و دستاندرکاران نظام، از مقام ریاست جمهوری تا پایینترین مقام، در لجنزار فساد اداری شناور بودند، وقتی یک فاسد فاسد دیگر را ملاقات می کرد جملهای داشتند و از هم پرسان میکردند کدام پیدا هم است؟! موضع حلال از بین بر داشته شده بود سروکارشان با حرام بسته شده بود، شاید بهندرت ادارهی ازاین بیماری مهلک فساد اداری جان سالم به در برده باشد. تلاشهای دولت برای زدودن فساد، ظاهری و جهت دلخوشی مردم بود و گر نه به گفتهی سنایی غزنوی
عالمت غافلست و تو غافل *** خفته خفته را کی کند بیدار
کسی که خودش به لباس فساد ملبس باشد، چگونه دیگران را از فساد منع میکند.
فساد گسترده در نظام جمهوریت!