تعدد احزاب و گروهها یکی از دستاوردهای نامیمون اشغال آمریکا در بیستسال گذشته بود.
احزابی که هر یک، جوانان و نوجوانان این امت را به راهی میکشاندند و با ایجاد اختلاف میان ملت افغانستان خواسته و یا نخواسته آب در آسیاب دشمن میریختاندند و خود نقش بزرگی در طولانیشدن زمان اشغال ایفا مینمودند.
با ازهمفروپاشی جمهوریت و رویکار آمدن نظام اسلامی، برای زدودن اختلافات و متحدنمودن دوباره ملت افغانستان فعالیت تمامی احزاب و گروههایی که در زمان اشغال میان جامعه افغانی ریشه دوانده بودند ممنوع شد و تمام احزاب ملغی گردید.
با آنکه حزبالتحریر در زمان جمهوریت جهاد علیه اشغالگران را نمیپسندید و پیرواناش را نیز از پیوستن به مجاهدین منع مینمود، با آنهم از زمان فتح تاکنون بارها و بارها از نظام اسلامی خواسته اند تا آینده ملت افغانستان را به دستان آنها بسپارند و بر راه و روش آنها عمل نمایند، ادعای مضحکی که عمق جهل و نادانی پرچمداران این حزب را نشان میدهد.
حال آنکه اگر نظام اسلامی در بیستسال گذشته بر وفق مراد دل آنها فعالیتهای خود را ترتیب مینمود، نه جهادی علیه اشغالگران شکل میگرفت و نه هم اشغال افغانستان پایان مییافت.
بلکه در مقابل، ملت افغانستان هر روز بیش از قبل در گودال فساد و تباهی فرو میرفتند و هیچیک از این احزاب نیز توان مقابله با آن را نداشتند.
بهراستی پیروان این حزب در تاریخ هفتادساله نامبارکشان چه دستاوردی برای امت مسلمه بهارمغان آوردند و کدام درد از دردهای بیشمار این امت مجروح را دوا نمودند که اکنون با نشر اعلامیههایی از اکانتهای مجهول خواهان پیروی امارت اسلامی از راه و رسم این حزب هستند؟!