موضوع: مقدمه
رهبران و نخبگان سیاسی در هر کشور معرفیکننده نقش دینی، سیاسی و اقتصادی دولت و ملت در جامعه جهانیاند. این افراد میتوانند با سیاستگذاریها خود جامعه را به سمتوسوی خوب یا بد سوق دهند و باعث رفتن کشور به اوج موفقیت یا قعر ناکامیها و بدبختیها شوند.
ملت افغانستان طی پنجاه سال اخیر بیشتر با نخبگان سیاسی وطنفروش، جاسوس، فاسد، خونخوار، غاصب و… سروکار داشته که عامل تمام بدبختیهای کشور در این مدتزمان بودند. ریشه اصلی و سرچشمه تمام این مشکلات، هستهگذاری اتحاد جماهیر شوروی کمونیستی در دهه دموکراسی سلطنت محمد ظاهر شاه بود. افراد تربیت شده کمونیست در مسکو، علاوه بر سقوط دولت مشروع آن زمان، زمینه تجاوز شوروی به افغانستان را مهیا نمودند. ملت افغانستان با دادن میلیونها شهید، زخمی، معلول، بیوه، یتیم، رنج و مصیبتهای متنوع و متعدد توانستند این غول سیبری را با مزدورانش از کشور بیرون نمایند. رهبران گروههای شر و فساد با حمایت و راهنمایی بقایی این وطنفروشان قصاب صفت کمونیست دوباره بجان ملت افتادند و زمینه جنگهای داخلی را مساعد ساخته، یکبار دیگر ملت را طی مدت طولانی به خاک و خون کشیده کشور را به سمت نابودی و تجزیه کشانند. با ظهور امارت اسلامی و متفرق شدن گروههای شر و فساد با کمونیستان همراهشان، زمینه ظهور حکومت قدرتمند دینی در افغانستان گذاشته شد. این حکومت به مزاج مستکبران غربی خوش نخورده، یکبار دیگر با تجاوز امریکا با حمایت نیروهای ناتو، زمینه پیدایش مجدد افراد ویرانگر قبلی، برای مدت بیست سال با حمایت نیروهای خارجی مساعد گردید. مردم ما یکبار دیگر بهوسیله حملات روزانه و شبانه مدرنترین انواع تسلیحات نظامی نیروهای خارجی و مزدوران داخلی قرار گرفتند. ملت مجاهد بالاخره بعد از بیست سال جهاد و مقاومت توانستند دوباره بر سرنوشت کشور خود حاکم شوند و بیگانگان و پیروانشان را از کمونیستان تا گروههای شر و فساد، موفقانه از کشور اخراج نمایند.
بعدازاین پیروزی و اینهمه جنگهای خانمانسوز دیگر ملت ما بازیچه دست آن وطنفروشان ناکام (طی پنجاه سال) قرار نگرفته و به شعارهای احساسبرانگیز و دروغینشان اهمیت نمیدهند و از دولت دلسوز، مقتدر، متدین و برخاسته از دل فرهنگ ملی خود پشتیبانی و حمایت میکنند.
ادامه دارد…