نویسنده: محبوبی
فصل اول: زندان در فراشد زمان
ادامه پیشینه زندان
پیشینهی زندان در افغانستان
بر اساس روایت کتب تاریخی و اسناد معتبر موجود، در سرزمین که امروز از آن به نام افغانستان یاد میشود، زندان پیشینهی بس طولانی دارد. اسناد تاریخی دلالت بر موجودیت زندانها به اشکال مختلف در نواحی متفاوت این مرز و بوم دارد که از قرنها قبل موجود بوده و به شیوههای معمول همان عصر از آن استفاده به عمل میآمده است. شاهنامهی فردوسی بهعنوان نمونه به زندانی در بلخ، در زمان پادشاهی گشتاسب اشاره دارد که اسفندیار مدتی در آن زندان به بند کشیده شده است:
برآشـفت خسـرو به اسـفندیار
به زندان و بندش فرستاد خوار
خود از بلخ زی زابلستان کشید
بیـابان گذاریـد و سیحون بدید
به زاول نشسـتست مهمان زال
بریـن روزگـاران برآمد دو سال
در اوستا نیز به وجود زندان هولناکی تحت قیادت یک شاه مستبد در مناطق شمال افغانستان اشاره شده است (غبار، 1379: 37). به همین روال روایات و حکایات در مورد زندانهای خوفناک در ولایت غور، در قلعههای کوه که راههای صعبالعبور داشته، زندانهای با دیوارهای بزرگ سنگی و هم سیاهچالهای متعدد وجود داشته است. همچنین زندان خوفناک «نای» در غزنی که مسعود سعد سلمان مدتی در آن زندانی بوده است. این حکایات و داستانها بیانگر وجود زندان در بدترین شکل و ساختار آن است. مبرهن است از زندان در اعصار کهن، بیشتر تجرید محبوسین و حذف فیزیکیشان به گونهی تدریجی بوده است، اما ازاینجهت که معلومات موجود بیشتر جنبهی افسانه و اسطوره را دارد، نمیتوان بیشتر از این به تحلیل موضوع پرداخت و به همین دلیل نمیتوان در مورد زمان دقیق ایجاد زندان و اینکه کدام شخص در تاریخ کهن افغانستان بنیانگذار زندان بوده، ابراز نظر کرد. اما کسب معلومات در این زمینه، در تاریخ معاصر افغانستان، بخصوص پس از ظهور دین مبین اسلام به این سرزمین، بیشتر از گذشته مساعد است؛ زیرا، اسناد تاریخی و کتب متعددی وجود دارند که جوانب مختلف سیستم عدلی و قضایی این کشور را تحت زمامداری شاهان، امپراتوران و حکومتهای وقت به بررسی گرفته، چگونگی حفظ و نگهداری زندانها توسط این نظامها را در جهت تمثیل قدرت قهریهایشان به تصویر کشیدهاند.