نویسنده: محبوبی
فصل چهارم: آموزش در نظام جمهوریت
دوره تحصیلات عالی
منفعت نگری
یکی از معضلات موجود در نظام تحصیلات عالی کشور، منفعت نگری و سودجویی پوهنتونها و مؤسسات تحصیلات عالی خصوصی کشور است. آنچه در بیست سال جمهوریت شاهد آن بودیم این است که پوهنتونها و مؤسسات خصوصی فقط به فکر منفعت و درآمد شخصی خود بودند و بسیاری از محصلان با کسب نمرات پایین و اطلاعات ضعیف در رشتههای مختلف این پوهنتونها و مؤسسات پذیرش میشدند. وقتی محصلان شرایط را اینگونه میدیدند، تمایلی به انجام تحقیقات علمی و پژوهشی نداشتند، حتی مونوگراف بهصورت گسترده خرید و فروش میشد که خود منجر به تنبلی و کسالت محصلان شده بود که در صنفها اگر حاضر میشدند، بیشتر مستمع و خاموش بودند تا فعال و مشارکتکننده. در مدت بیست سال نظام جمهوریت پوهنتونها و مؤسسات خصوصی از نگاه کمّی رشد چشمگیری داشتهاند که تلاش این نهادها برای جذب محصل بیشتر، باعث شد تا برخی از این مؤسسات خلاف قوانین آموزشی و مطابق با خواستههای محصلان عمل نمایند. این نهادها بیشتر و شاید تمام هزینههای خود را از طریق فیس محصلان تأمین میکردند و از این جهت، ناگزیر به تعدیل دروس و برنامههای آموزشی خود متناسب با تقاضا، نیاز و میل محصلان بودند. این معضل سبب منفعت نگری و سودجوی نهادهای خصوصی شده، کیفیت نظام آموزشی را بهشدت کاهش داده بود.
در پوهنتونها و مؤسسات تحصیلات عالی خصوصی افغانستان محصل سالاری حکمفرما بود تا محصل محوری. این دو با هم تفاوت دارند. شاید برخی محصل سالاری را با محصل محوری اشتباه بگیرند و بر نیکو بودن آن حکم نمایند. محصل محوری به معنای محصل سالاری نیست. محصل محوری به معنای تعامل فعال استاد و محصلان بوده و لازمهی یک نظام آموزشی پویا است. اما در تفکر محصل سالاری پوهنتونها بهمثابهی یک بنگاه اقتصادی هستند که باید مشتریمدار بوده و مشتریها را به هر قیمتی راضی نگه دارد. نتیجه محصل سالاری، اُفت کیفیت آموزش، کمسوادی محصلان و کسر شأن و منزلت استادی است (نهاوندی، 2/6/1402).