نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: علل جنگهای داخلی ( نخبگان بی تجربه)
بعد از کودتای ننگین 7 ثور، تمام رهبران کمونیست از جناحهای مختلف که هیچ کدام آنها تجربه حکومتداری نداشتند و از عواقب فعالیتهای سیاسی- نظامی خود بیخبر بوده، جوانانی شرور و مزدوری بودند که زمام قدرت مملکت یکی بعد از دیگری با حمایت بیگانگان در دستان آنان افتاد و کشور را با هم به ویرانه تبدیل کرده و مردم بی دفاع را کشتار میلیونی کردند. این بی تجربهگیها، کم اندیشهگیها و دخالت بیگانگان بود که وطن را طی دههها در آتش تجاوز و جنگهای داخلی سوختاند. رهبران جناح کمونیزم همه با دخالت مستقیم شورویها عزل، نصب یا کشته میشدند و مجبور به اطاعت تمام از فرامین مسکو بودند. این حکومتدستنشانده، بدون درک حساسیتباورهای دینی فرهنگی ملت و تفاوت شرایط افغانستان با شوروی، فرمانتوزیع اراضی، برابری زن و مرد، آموزش اجباری زنان، لغو مهریه و… را با عجله صادر نموده و مخالفین افکار کمونیستی را بهشدت سرکوب کردند. این رفتار عجولانه، ضد ارزشهای دینی و فرهنگی رهبران بیتجربه، سبب قیام و نفرت مردم از حکومت و عامل جنگ و خونریزی بیوفقه طی حدودا پنجاه سال گردید.
ریشه اصلی جنگ و خونریزی در وطن، محصول دهه دموکراسی سلطنت محمد ظاهر شاه آخرین پادشاه افغانستان بود که در این دوره بذر نفاق، کفر و گرایشهای چپی کاشته شد، به رشد رسید و عامل سقوط کشور در باتلاقی از تجاوز بیگانگان، جنگهای بیپایان داخلی و تشکیل حکومتهای متنوع و کوتاهمدت گردید. در دوره شاهی بود که احزاب چپ از نارضایتیهای مردم استفاده کرده، از میان جوانان به سربازگیری پرداختند. رهبران ناپخته با شنیدن نام دموکراسی و با استفاده از نسخه دیگران برای ملت خود دارویی پیچیدند که نهتنها دردی از ملت را دوا نکردند، بلکه بر درد و آلام ملت خود افزودند و کشور را به قعر عقبماندگیها و بدبختیها سوق دادند.
ادامه دارد….
رد پای کمونیزم