تألیف: اسماعیل راجی الفاروقی
توحید؛ به منزلهی جوهر و جانمایهی تمدن
مدارا
ادامه:
مدارا به عنوان یک اصل روششناختی در ضمن جوهر و جانمایهی تمدن اسلامی، بیانگر این یقین است که خداوند متعال انسان را چنان واننهاده است که رسولی را از خود آنان به سوی آنها بفرستد تا به آنان بیاموزد که هیچ فرمانروا، فریادرس و معبود بر حقی جز الله وجود ندارد و آنان باید به عبادت و اطاعت از خداوند بپردازند. و آنان را از شر و علل و عوامل آن، برحذر بدارد.
مدارا در این خصوص، این اطمینان را نشان میدهد که همهی مردم ادراکی فطری دارند که آنان را در معرفت دین حق و تبیین کردن اراده و اوامر خداوند یاری میدهد. مدارا، یعنی باور به اینکه اختلاف ادیان به تاریخ، همهی عوامل تأثیرگذار موجود در آن، شرایط مختلف مکانی و زمانی و انواع روگردانیها، عواطف و مصالح/ منافع موجود در سایهی آن، بر میگردد. از این رو، در ورای تنوع ادیان دین حنیف و پاک، یعنی دین خداوند در آغازی که همهی مردم را پیش از رنگ پذیری و تبدیل شدن به پیرو این یا آن دین، بر اساس آن آفرید.