فهرست بستن

فریادهای خاموش (روایاتی از زندان های دوره اشغال افغانستان)


نویسنده: محبوبی
فصل اول: زندان در فراشد زمان
فلسفه‌ی زندان سیاسی
ازآنجایی‌که در پژوهش حاضر بیشتر زندان و زندانیان سیاسی در افغانستان مورد نظر است، بحث و بررسی پیرامون فلسفه‌ی زندان سیاسی نیز خالی از اهمیت و ارزش نخواهد بود. در این برهه از زمان فلسفه‌ی زندان سیاسی به‌صورت کلی مورد بحث قرار گرفته است.

سرکوب قیام‌ها
باید اذعان نمود که یکی از فلسفه‌های زندان سیاسی، سرکوب و درهم شکستن قیام‌ها است. در کشوری که جباران و ستم‌کاران فرمانروایی نمایند، بدیهی است که شیرمردان دلیر آن سرزمین سکوت نمی‌کنند و در برابر ظلم و تجاوز ظالمان دست روی دست نمی‌گذارند و خاموش نمی‌نشینند، بلکه با عزم آتشین خود در برابر ظالمان و متجاوزان پرچم مخالفت بلند می‌کنند و در این راه از هیچ شجاعت و شهامتی دست نمی‌کشند. جباران و دست‌نشاندگان بیگانه، برای اینکه عزم راسخ و آتشین سربازان و شیرمردان دلیر کشور را درهم شکنند و از نگاه روحی و روانی آن‌ها را به شکست مواجه نمایند، آن‌ها را به زندان‌های هولناک فرستاده و انواع شکنجه‌های سخت جسمی را بر آن‌ها روا می‌دارند. ناگفته پیداست که افراد دلیر و مقاوم از این کوره‌ی تجربه سالم رهایی یافته و چه بسا از قبل آب‌دیده‌تر، مقاوم‌تر و با عزم راسخ‌تر وارد میدان کارزار شدند؛ همانند فولادی که جهت آب‌دیدن به کور می‌رود و بر اثر پتک‌های سنگین آهنگر به شمشیر برّان تبدیل می‌شود. اما افرادی که ایمان و عزمشان ضعیف است، زندان بر آن‌ها اثر منفی می‌گذارد و بر اثر این‌گونه زندان‌ها و شکنجه‌ها، پس از آزادی تغییر رویه می‌دهند و حتی گاهی به صف جباران و ظلمان می‌پیوندند (صفری، 1399: 1).

قطع رابطه‌ی رهبری
در عصر کمونیستی و همچنین در دوران بیست‌ساله‌ی جمهوریت زندان‌های این کشور و گاهی گوانتاناموی کوبا، مملو از رهبران مذهبی و سیاسی بوده و قطعاً یکی از مهم‌ترین اهداف و فلسفه‌ی این زندان‌های سیاسی، قطع رابطه‌ی رهبری بوده است. هنگامی‌که دولتمردان و حاکمان سفاک از مبارزات آنان به ستوه می‌آمدند، جهت گسستن رابطه پیروان آن‌ها با این رهبران بزرگ، آنان را از پیکر جامعه جدا و به زندان‌های هولناک سیاسی منتقل می‌کردند با خیال این که رابطه‌ی آن‌ها با پیروان‌شان به‌کلی گسسته شود و دیگر از آن مقام و منزلت اجتماعی، سیاسی و مذهبی برخوردار نباشند. اما نکته‌ی قابل ملاحظه و جالب توجه این است که چه بسا این زندان‌ها نتیجه‌ی معکوسی را به دست داده است؛ در بیشتر موارد پیروان را منسجم‌تر، رهبران را عزیزتر، بزرگ‌تر، آب‌دیده‌تر و معروف‌تر نموده است (همان).

رفع مزاحمت
در دو دوره‌ی مهم، دوره‌ی کمونیستی و دوره‌ی بیست‌ساله جمهوریت، تمام این انواع، اهداف و فلسفه‌های زندان سیاسی به‌خوبی نمود دارد. بزرگ‌مردان این سرزمین به دلیل برافراشتن پرچم مخالفت با رژیم دست‌نشانده‌ی کمونیست و آمریکا، راهی زندان شده و انواع شکنجه‌های فیزیکی را تجربه نموده‌اند. در دو دوره‌ی مذکور به‌وفور اتفاق افتاده است که وجود افرادی آگاه، عالم، مخترع، فرمانده و خلاصه مردان لایق و باتجربه، مزاحم خودکامگی اربابان زور و زر شده است؛ به این دلیل این افراد لایق و باتجربه را از پیکر جامعه جدا نموده، به زندان‌ها خوفناک منتقل نموده‌اند تا بدون مزاحمت و با آرامش خاطر به خودکامگی‌های‌شان ادامه بخشند. این مسئله در طول تاریخ تا حدی پیشرفته است که بسیاری از ظالمان آلوده به فساد که در لجن‌زار خواهشات نفسانی شناور بودند، جهت تصاحب زنان زیبا، شوهران‌شان را به زندان می‌فرستادند (همان).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *