نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: مداخلات بیگانه در طرح تجزیه افغانستان
تجزیهطلبی و توسعهطلبی در قرن ۲۱ ( ادامه همان مطلب)
توسعهطلبی در قرن حاضر، تجربههای وسیعی از دو روش (کمک به جداییطلبان و حمله مستقیم یا غیرمستقیم) در بسیاری از کشورها از جمله عراق، افغانستان، ایران، لبنان، تبت، بولیوی، اکوادور، ونزوئلا، سومالی، سودان، میانمار و فلسطین داشته است. در هر کشوری که امریکا نتواند یک رژیم وابسته به خود را داشته باشد، با کمکهای هنگفت مالی برای بزرگ کردن سازمانهای تجزیهطلب، نیروهای فاسد، نژادپرست و منطقهای را برای تخریب آن حمایت نموده یا از طریق سازمانهای بین ملل بر آن فشار وارد میکند. در این میان کشورهای مستقلی که مخالف سلطهطلبی آمریکا هستند، به دست فراموشی سپرده شده، به نقض حقوق بشر یا به جنایات جنگی و… محکوم میشوند. تجزیهطلبی یک رژیم دستساز و وابسته را ایجاد میکند که همیشه با حکومت مرکزی درگیر است. این جاست که دستگاه تبلیغاتی واشنگتن، حکومت مرکزی مستقل را متهم به نقض حقوق بشر نموده و در مورد آن تبلیغات جهانی انجام میدهد. ماشین تبلیغاتی و رسانۀ غرب حتی از اخراج و کشتهشدن صدها هزار نفر از اقلیتهای نژادی توسط حکومت¬های زورگویی مانند اسرائیل دفاع میکند.
هیتلر تجاوز به چکسلواکی را به اسم دفاع از جداییطلبان سودنتلند توجیه کرد؛ درست مثل توجیه رئیسجمهور آمریکا درمورد تقسیم عراق به اسم دفاع از کردها. تجاوز امریکا به افغانستان به بهانه وجود القاعده و کمک به گروههای شر و فساد برای تشکیل حکومت مختلط بیمصرف که بعد از فهمیدن آن ایالات متحده طرح تجزیه افغانستان را روی دست گرفت.