فهرست بستن

بازگشت به اسلام «سید ابوالحسن ندوی»

ترتیب‌کننده: کرار

فصل ششم
شاهرگ حیات جاهلیت
بر امت اسلام هم عفریتی از حیات جاهلی، مسلط شـده و صـدمات و زخم‌هـای بسیاری را بر آن وارد کرده است، به طـوری کـه از غالـب رفتـار و اخـلاق مسـلمان‌ها می‌توان این را فهمیـد، سبک‌شـمردن احکـام شـرعی و بی‌بـاکی در انجـام معاصـی و رعایت نکردن محارم الهی و به بندگی گرفتن بندگان خدا، شهوت‌رانی و اسراف در لذایذ و لذت‌ها و گرویدن به رذائل و گریختن از فضائل، نمادهایی از این صدمات هستند: وَإِن يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِن يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا.
«اگر راه رشد و تعالی را ببینند، در آن قدم نمی‌گذارند، ولی اگر راه ناروا و بی‌راهه را ببینند، در پیش می‌گیرند».
مردم سه طبقه شده‌اند: طبقۀ عوام، طبقۀ متوسط و طبقۀ بزرگان.
طبقۀ عوام: مسکین‌هایی هستند که سنگ آسیای زندگی به سرعت بـه دور آن‌هـا می‌چرخد و هیچ‌گاه فرصت نمی‌کنند به دین و سـعادت اخـروی و فرارسـیدن مـرگ بیندیشند، تنها هم و غم آن‌ها این است که مالیات‌شان را بپردازند و برای ایام فراغت و بی‌کاری پس‌انداز بکنند و قوت روزشان را فراهم نمایند و پوشاک عیال‌شان را تهیه و تدارک ببینند، درست مانند گاو و خر در زندگی تلاش می‌کننـد و همـواره بـه امیـد یک آسایش خیالی رنج و عذاب می‌کشند و اگر استراحتی می‌کنند بـرای تـداوم ایـن رنج‌ها و مشقت‌هاست، مدام از خانه به دکان و از بستر به کارخانه، بازار و یا اداره در تکاپو هستند و از درد و رنجی به درد و رنجـی تـازه‌تر و از انـدوهی بـه غمـی دیگـر در می‌افتند و تلاش‌ها و رنج‌های آن‌هـا آخـر نـدارد تـا آنگـاه کـه مـرگ ناگهـانی بـه سراغشان می‌آید و آن وقت است که به خود می‌آیند و می‌گوینـد: «دریـغ از آن همـه رنج و زحمتی که کشیدیم»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *