نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل دوم: افغانستان و کمونیسم
رهبران کمونیست در افغانستان
ببرک کارمل
چاکری ببرک از کرملین
سفر دوم: بار دیگر کارمل کمونیست در تاریخ 29 دلو 1359 به مقصد مسکو سفر کرد تا در بیست و ششمین کنگرهی حزب کمونیست شوروی اشتراک ورزد. در این سفر نیز ببرک از توجهات و کمک شوروی در حمایت از بلاک سوسیالیزم و کمک به افغانستان ستایش کرد؛ چنان وانمود کرد که انگار تمام مردم افغانستان در ستایش و چاکری با ببرک همگاماند و انگار که هیچ اتفاق بدی نیفتاده و در کشور هیچ سروصدای نیست. پابوسی و چاکری کارمل کمونیست این بار بیشتر مورد توجه برژنف واقع شد؛ چنانکه از طرف وی موفق به دریافت مدال خدمت و چاکری شد.
مدال ننگینی که کارمل از طرف بادارانش دریافت کرد، در واقع مدال مذکور بهای تسلیم خاک عزیز کشور و چاکری و جاسوسی چندین سالهی وی بود. ستایش و سپاسگزاری کارمل از کارنامهی بی افتخار برژنف در کنگرهی حزبی، حزب کمونیست روسیه، سبب اغفال اذهان ملتی میشد که جز از طریق دکته هیچ آگاهی، معلومات و دانشی در اختیار ندارند و این دقیقاً بهترین خدمتی بود که برژنف در انتظارش بود. در این سفر کارمل کمونیست، بادارش برژنف بار دیگر سخنان قبلی خود را تکرار کرد که تا زمانی که عملیات چریکی از داخل و خارج افغانستان قطع نشود، نیروهای روس در افغانستان خواهد بود.
سفر سوم: کارمل کمونیست بار دیگر در تاریخ 24 قوس 1360 هجری شمسی، همراه با هیئتی به بلغاریا سفر کرد و یک روز پس از آن، یعنی در تاریخ 25 قوس سال مذکور در کرملین بار یافت تا مراتب چاکری و آستانبوسی خویش به مناسبت سالگرد برژنف، خدمت وی تقدیم نماید. او در این سفر مقداری طلای ناب که میلیونها افغانی ارزش داشت، نشانی تهیه کرد، به نام «نشان آفتاب آزادی» و آن را بهعنوان تحفه به بادارش پیشکش کرد و سالگرد برژنف را تبریک گفته از او و مردم روسیه به پاس کمکها و حمایت از نوکران و چاکرانشان چاپلوسی کرد. برژنف نیز سری به علامت خوشحالی تکان داد و گفت: در افغانستان آفتاب آزادی طلوع کرده و هیچ نیرویی آن را خاموش نخواهد کرد. بیخبر از غیرت و شهامت و شجاعت شیرمردان دلیر افغانستان که دیری نپایید شکست و خروج ذلتبار روس را رقم زدند (همان، 410).