نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: گفتار اول: اهداف تهاجم نظامی بر افشار
عملیات تهاجمی که از سوی حکومت اسلامی نام نهاد کابل تحت رهبری برهانالدین ربانی و احمدشاه مسعود در بیست و یکم ماه دلو سال 1371 خورشیدی، با بسیج و استعمال طیف وسیع نیروهای نظامی در افشار اجرا گردید، برای هردو جناح جنگ (حکومت اسلامی وحزب وحدت اسلامی) دارای اهمیت ویژه و استثنایی بود. قبل از فاجعه افشار، چالشها و دگرگونیهای جدیدی در اوضاع سیاسی و نظامی به وجود آمده بود، استراتژی تفوق یک جناح، علیه جناح دیگر رنگ باخته، صف بندیها وائتلافهای جدیدی شکل گرفته بود.
در این میان ربانی و مسعود با اتحاد اسلامی سیاف که دارای وجوه فکری مشترکی بودند، نزدیکی بیشتری حاصل نموده، درحالیکه نتوانسته بودند به هدف اصلی خود یعنی سرکوب نهایی حزب اسلامی حکمتیار نایل گردند، بلکه با حریف نیرومند دیگری که حزب وحدت اسلامی باشد و بخشهای غرب شهر را از گذرگاه دهمزنگ تا گردنه باغ بالا در اختیار خود درآورده بود و تا رسیدن به دروازههای ارگ، فاصله کمی برایش باقیمانده بود، مواجه شده بودند. در چنین حالی حکومت ربانی با دو حریف پرتوان در حالی مواجه گردیده بود که حمایت ملیشههای دوستم را هم ازدستداده بود. بااینحال مسعود بهخاطر رهایی از این بنبست نظامی، و جبران شکستها و کمبودهای استراتژی نظامیاش، خواست یکجا با متحد نظامی خود (اتحاد اسلامی تحت رهبری سیاف) و حمایت شیخ آصف محسنی رهبر (حرکت اسلامی) با یک نیروی تهاجمی و قاطعانه با حزب وحدت به تصفیۀ حساب پرداخته و آن را عقب براند.
رد پای کمونیزم