نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: گفتار اول: ادامه اهداف تهاجم نظامی بر افشار
تهاجم قوتهای مسعود در هر سه استقامت بهوسیلة آتش تانکها، توپها، راکتاندازها، از بام آسمائی و فرقه قرغه حمایت گردیده، قرارگاه حزب وحدت، و در مجموع مناطق هزارهنشین شهر بهمنظور جلوگیری از تجمع و ارسال نیروی تازهنفس به خط مقدم جبهه حزب وحدت، دوامدار کوبیده میشد. حزب وحدت نیز در همه استقامتها به دفاع برخاسته بود. چند ساعت اول جنگ با پیشرفتها، مقاومتها و عقبنشینیهای وقفهای و لحظهای هر دو جناح جنگ همراه بود. در این حال در اولین یورشها، مواضع دفاعی حزب وحدت در تپههای رادار ممتد در شمال افشار بهوسیلة نیروهای مهاجم از بادام باغ درهم شکست و به تصرف نیروهای مهاجم احمدشاه مسعود درآمد.
سقوط تپه رادار چون ضربت خنجری بود که بر قلب حزب وحدت فرود آمد. تپه رادار که دارای موقعیت استراتژیک بود در واقع جبهۀ جدیدی دیگری را با قویترین آتشبارها بر علیه حزب وحدت گشود. متعاقباً شدت آتشباریها از آنجا بر مواضع و قرارگاه حزب وحدت، شکاف عمیقی را در سیستم تدافعی حزب وحدت باز کرد و باعث سرعت تهاجم قوتهای مسعود در سرک عمومی گردید. از آن به بعد شدت جنگها به اطراف پولیتخنیک در سرک عمومی، سهراهی کارته مأمورین کشانده شده بود. افراد مهاجم با تانکهایشان در مسیر جاده عمومی، گامبهگام زیر تأثیر آتشهای حزب وحدت بهویژه آتش راکتاندازها که از عقب هر دیوار و موضع فیر میگردید، بهپیش میرفتند.
حزب وحدت در یک تلاش خود بعد از سقوط تپه رادار با سوق ریزرفیهای خود به نبرد پرداخت. حوالی ساعت هفت صبح، حدود یکصد نفر داوطلب را با وسایط زرهی به خط مقدم جبهه در صف محاربه وارد کرد. در چاشت گاه روز 21 دلو در اطراف پولیتخنیک و انستیتوت علوم اجتماعی، قرارگاه حزب وحدت جنگهای شدیدی درگرفته، افراد حزب وحدت با تمام قوت سعی مینمودند که قوتهای مهاجم شورای نظار را در سرک عمومی و سهراهی کارته مأمورین متوقف نموده و یا آنها را به عقبنشینی وادار نمایند و زمان را جهت داخل نمودن قوتهای ریزرف و تازهنفس که از کوته سنگی در حال نزدیکشدن به جبهه جنگ بودند، کمایی نماید. اما افراد مسعود، به اطراف پولیتخنیک و انستیتوت علوم اجتماعی رخنه نموده و خواسته بودند حلقة محاصره را به اطراف قرارگاه حزب وحدت تنگتر نموده از عقبنشینی رهبری حزب وحدت جلوگیری به عملآورند.
رد پای کمونیزم