ترتیبکننده: کرار
بعد از بعثت
سردرگمی قریش در وصف رسول اکرم صلیالله علیه و سلم
قریش در مورد رسول اکرم صلیالله علیه و سلم متحیر ماندند که او را به چه وصفی معرفی نمایند و چگونه بین او و کسانی که به سویش میآیند حائل شوند. تا کسی از دور نزد او نیاید و به سخنش گوش ندهد. آنها برای این منظور نزد ولید بن المغیره که مردی سالخورده بود رفتند. ولید گفت: ای گروه قریش موسم حج فرا رسیده است، طایفههای عرب نزد شما میآیند. آنها در مورد این فرد «حضرت محمد صلیالله علیه و سلم» چیزی شنیده اند، لذا همگی شما باید بر یک رأی اتفاق نظر کنید؛ طوری نشود که بعضی از شما، بعضی دیگر را تکذیب کنید. در این زمینه مناقشه و بحث به طول انجامید. ولید هرآنچه را که دیگران پیشنهاد کردند، رد کرد. همگی گفتند: خوب نظر شما چیست؟ ای ابوعبد شمس؟ ولید گفت به نظر من بهترین سخن در مورد ایشان «حضرت محمد صلیالله علیه و سلم» این است که همگی شما بگویید: این شخص ساحری است که با سحر خود میان پسر و پدر و انسان و برادرش و شوهر و زن و میان فامیلها جدایی و تفرقه میاندازد. همه این پیشنهاد را قبول کردند و به همین قصد از مجلس برخاسته، پراکنده شدند. همگی بر سر راههای مردم در موسم حج بنشستند. به هر کسی که از کنار آنها رد میشد، رسول اکرم را به عنوان یک ساحر برایش معرفی میکردند و از وی بر حذر میداشتند.