نویسنده: محبوبی
مقدمه
ادامه
اندیشمندان اسلامی، خوشبختی بشر را تسلیم در برابر اراده و قانون الهی میدانند و بر این باورند که دین اسلام دارای طرح و برنامه برای انسان بوده و اجتماع و سیاست نیز نمیتواند از محدودهی شمولیت آن خارج باشد. قوانین و مقررات اسلامی، بهخوبی نیازهای بشری انسان را تأمین میکند. این قوانین برخلاف برخی از قوانین وضعی بشری که آمیخته به منفعتطلبی و سودجویی هست، قوانینی ناب و عادلانه است و از هرگونه شائبه منفعتطلبی به دور است. تفاوتهای عمده میان اسلام دموکراسی عبارت از: قانونگذاری، حاکمیت، تعدد احزاب، دنیاگرایی مطلق، آزادی عقیده و رأی اکثریت است. اسلام هیچ یک از اینها را نمیپذیرد؛ در حالی که اینها از اساسات دموکراسی محسوب میشود. شاید دموکراسی از نگاه ایده و تئوری خوب پنداشته شود، اما در عمل، یا دموکراسی وجود ندارد و اگر وجود دارد، تاریخ و تجربه بر ناکارآمدی آن گواهاند. دموکراسی چه در کشورهای غربی و چه در خاورمیانه، بهخصوص کشورهای اسلامی، با موانع و چالشهای زیادی مواجه است که سیر افولی و رکود آن را از سالها قبل فراهم نموده است.
مأموریت شکست خورده