نویسنده: محبوبی
مقدمه
ادامه
افغانستان در بستر ناهموار تاریخ سیاسی خود، چند بار دموکراسی را تجربه کرده است، اما هر بار دموکراسی پس از مدتی به گورستان تاریخ پیوسته است. در آخرین تجربه هم دموکراسی با جتهای جنگی وارد افغانستان شد. آمریکا با همراهی نیروهای ائتلاف، بر افغانستان تعدی کرد و آن را از امارت اسلامی پس گرفت و مزدوران دستنشاندهی خود را بر آن حاکم نمود که در نهایت، پس از گذشت بیست سال، دو باره افغانستان به تصرف سربازان امارت اسلامی درآمد و بساط نامطلوب جمهوریت و نظام دموکراسی غربی از افغانستان برچیده شد. بلوک غرب به سرکردگی آمریکا در پی آرامش، امنیت و آسایش افغانستان نبودند و دموکراسی را از روی دوستی و همدردی به افغانستان نیاوردند، بلکه دموکراسی تنها ابزاری برای مداخله در امور داخلی کشور بود تا از این طریق رهبری افغانستان را به دست بگیرند و فرهنگ، باورها و اعتقادات خود را در این سرزمین ترویج نمایند و همواره کشور را بهعلاوهی استعمار نظامی، در استعمار فکری و فرهنگی خود داشته باشند.
اما این مأموریت آمریکا با وجود مصرف تریلیون دالری، به شکست مواجه شد. آمریکا در مدت بیست سال که در افغانستان حضور داشت، تریلیونها دالر هزینه کرد تا شاید مأموریتش به پیروزی ختم شود و افغانستان را همواره در استعمار نظامی، فکری و فرهنگی خود داشته باشد و نظام دموکراسی مورد نظر خویش را بر آن پیاده نماید و با ساختن پایگاههای نظامی در این کشور، کشورهای منطقه را تحت نظر و سیطره داشته باشد. اما تاریخ افغانستان در زمینهی اشغال و استعمار نظامی این کشور، طور دیگری نوشته است و تجربیات دیگری به یادگار گذاشته است و بیدلیل نیست که به آن گورستان ابرقدرتها میگویند. این بار نیز افغانستان، گورستان دموکراسی آمریکا شد و بنای یادبود آن را در گورستان بنا کردند و به واقعیت دموکراسی غربی به گورستان تاریخ پیوست؛ چنان که اگر کسی بار دیگر فکر برپای نظام دموکراسی در افغانستان به سرش زد، باید آیندهی دموکراسی را در گورستان تاریخ افغانستان جستجو نماید.