تالیف: عبدالهادی مجاهد
ترتیب کننده: محبوبی
تفاوتها میان جنگ فکری و جنگ عسکری
تفاوتهای مهمی بین جنگ فکری و جنگ نظامی وجود دارد که توجه به آن اهمیت خطر جنگ فکری را آشکار میسازد که بعضی از آنها قرار ذیل اند:
۱ – جنگ عسکری، آشکار اما جنگ فکری مخفیانه به پیش میرود
هر دولت و ملتی که مورد تهاجم کدام دولت و یا ملتی دیگری قرار گیرد، همه افراد ملتی که مورد هجوم قرار گرفته اند از این تجاوز باخبر میگردند و به شکلی از اشکال خود را برای مقابله با مهاجمان آماده میسازند و یا به عبارت دیگر صدای جنگ عسکری به زودترین فرصت در همه گوشه و کنار کشوری که مورد تجاوز قرار گرفته است، میرسد و حس دفاع و مقاومت را در نفوس جوانان، کهنسالان، زنان، مردان، اراکین دولت و عامۀ افراد ملت بیدار میسازد که یا بر ضد متجاوزین وارد جنگ میگردند و یا هم اینکه از ساحه جنگ خود را به نقاط امن میرسانند.
ولی جنگ فکری برخلاف جنگ عسکری بهحدی مخفیانه جریان مییابد که به استثنای افراد کمی که آن را احساس میکنند و به خطرات آن پی میبرند، بقیه عموم مردم قطعاً به آن پی نمیبرند و خطرات و اضرار آن را درك كرده نمیتوانند.
علت بیخبری عموم مردم از جنگ فکری اینست که جنگ فکری در شکل ویرانی توپ و تانگ و کشتار علنی مردم ظاهر نمیگردد، بلکه در شکل مكتب، نصاب، فرهنگ، ادبیات، تشکیلات سیاسی، فعالیتهای اقتصادی، سپورت، مود و فیشن ظهور میکند و ادامه مییابد و عوام مردم تا آن زمانی از جریان این جنگ باخبر نمیگردند که آثار و عواقب خطرناک جنگ فکری مسیر زندگی کشور و ملت آنها را تغییر نداده باشد و همین علت است که افراد بسیار کمی از میان ملتهای مسلمان جنگ فکری را درک میکنند و مردم را به مقاومت در برابر آن تحریک مینمایند.
و همین افراد بسیار کمی که هر چند به آواز رسا و بلند به مردم فریاد میکشند که کشور و ملت با یک طوفان نامرئی روبرو شدنی است، ولی مردم تا آن زمان به حرف آنها گوش نمیدهند و باور نمیکنند که طوفان همه را در بر نگیرد. و همین علت است که غرب در کشورهای اسلامی جنگ فکری را نسبت به جنگ نظامی ترجیح میدهد.