تالیف: سعدیه سالازهیترتیب کننده: کرار
موضوع:داستانهایی از زندگی امام ابو حنیفه رحمهالله
طلاقهای شگفت انگیز
شخصی قسم خورد که اگر امروز غسل جنابت کند، زنش سه طلاق است، پس بعد از اندکی گفت همچنین اگر امروز قضای نمازی را به جای آورد، زنش طلاق است و سپس با تاکید افزود: اگر با زنش مجامعت نکند نیز زنش طلاق است.
مردم پریشان شدند و مسأله را از امام ابوحنیفه پرسیدند.
ایشان فرمود این شخص بعد از نماز عصر با همسرش مجامعت کند و بعد از غروب آفتاب غسل نموده، نماز مغرب را بخواند. بنابر این، غسل را زمانی انجام داده که دیگر روز نیست و مجامعت نیز در روز انجام گرفته و نمازی هم از او قضا نشده است.
به بیگاری گرفتن شیطان
کسی به محضر امام ابوحنیفه آمد و عرض کرد مقداری پول را جهت حفاظت بیشتر در جایی دفن کرده ام، اکنون نیاز شدید به آنها دارم اما مکان دفن را فراموش کردهام. از شما درخواست راهنمایی دارم و خواهشمندم که حتماً مرا راهنمایی بفرمایید.
حضرت امام ابوحنیفه فرمود: برادر این مسأله فقهی نیست و در کتب فقه راه حلی برای مشکل شما ذکر نشده است لطفاً راهی دیگر برای حل مشکل خود بیندیشید.
اما سائل پافشاری کرد و با اصرار فراوان راه حل مشکلش را از امام ابوحنیفه جویا شد.
ایشان فرمود امشب را در حالت نماز بگذران.
سائل رفت و به نماز خواندن مشغول شد در نماز، محل دفن پولها به یادش آمد پس از پایان نماز پولها را در آورد و به سرعت به محضر امام ابوحنیفه حاضر شد و تشکر کرد.
امام ابوحنیفه فرمود شیطان چهطور راضی میشود يك نفر مسلمان تا صبح نماز بخواند به ناچار محل پولها را به یادت آورده است تا مانع نماز خواندت شود. برایت شایسته بود تا صبح نماز شکرانه میخواندی.