نویسنده: محبوبی
فصل اول: شناخت دموکراسی
تعریف دموکراسی
أ. دموکراسی از نگاه لغت: دموکراسی را در لغت چنین معنا نمودهاند. دموکراسی (Democracy) کلمه لاتینی است که از ترکیب دو واژهی (Demos) به معنای مردم یا ملت و (Kratos) به معنای سلطه و قدرت تشکیل شده است و بر حکومتی دلالت مینماید که در آن، اقتدار و قدرت در دست مردم یا ملت است (هیوود، 1383: 329).
ب. دموکراسی از نگاه اصطلاح: در اصطلاح دموکراسی به حکومت یا نوعی سیستم حکومتداری اطلاق میشود که طی آن، ملت و مردم به واسطهی نمایندگان خود، بر اعمال حکومت نظارت میکنند و نمایندگان منتخبشان در مجالس تعیین شده، از حق تدوین و تصویب قوانین برخوردارند.
ج. برخی دموکراسی را به «حکومت جمعی» تعریف نمودهاند که در آن از بسیاری جهات اعضای جامعه به طور مستقیم یا غیرمستقیم در گرفتن تصمیمهای که به آنها مربوط میشود، شرکت دارند یا میتوانند شرکت داشته باشند. در این تعریف «مشارکت» مفهوم کلیدی دموکراسی بوده و دوام دموکراسی به وجود مشارکت بستگی دارد (کوهن، 1383: 27).
دموکراسی، بهعنوان یک نظام سیاسی، بهعنوان ابزاری برای حکمرانی و مشارکت شهروندان شناخته میشود. در معنای اساسی خود، دموکراسی بر پایه اصولی نظیر برابری، آزادی، و حق رأی بنا نهاده شده است. این نظام به شخصیتهای سیاسی اجازه میدهد تا با استفاده از رأیگیری و انتخاب آزاد، به قدرت دست یابند و نهادهای دولتی را تشکیل دهند.