نویسنده: محبوبی
فصل اول: شناخت دموکراسی
تعریف دموکراسی
ادامه
اما دموکراسی تنها معانی مثبت و ایدهآل را در بر ندارد و جنبههای منفی و چالشهای مهمی نیز در آن وجود دارد. مصدر اصلی این نظام انسان است، حاکمیت مطلق در این نظام از آن بشر است. این بزرگترین خصوصیت دموکراسی است که با دین مبین اسلام، شدیداً در تناقض است؛ زیرا بر پایهآیات قرآنی از جمله:
«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» (ذاریات، 56)،
هدف از خلقت انسان و جن، عبادت، یکتاپرستی و دوری از عبادت غیر اوست و اطاعت در تشریع قوانین از زمره عبادات محسوب میشود. پس نباید تشریع قوانین به غیر از خداوند سپرده شود و فرقی نمیکند که آیا واقعاً دموکراسی باشد و مردم بر مردم قوانین را تشریع نمایند یا همانند دوران جمهوریت افغانستان، افرادی که ثروتمندتر هستند یا دارای وسائل ارتباطی و اعضای پارلمان بیشتری هستند بر مردم قوانین را تشریع نمایند و هر وقت که خواستند حکم و قانون دموکراسی را رد و یا تعدیل نمایند. در تمام این صورتها دموکراسی برخلاف اسلام است و برخی این قضیه را تا حدی بلند بردهاند که آن را شرک به شمار آوردهاند.
پیششرط قبولیت این نظام، پذیرفتن ایدئولوژی سکولاریسم است؛ زیرا این نظام از عقیده سکولاری، باور جدایی دین از سیاست، سرچشمه میگیرد.
به اساس این عقیده، دین به شکل کلی مورد انکار قرار نمیگیرد، بلکه از نقش آن در ابعاد مختلف زندگی کاسته شده و در تنگنایی منحصر میگردد. این در حالی است که دین اسلام در طرف مخالف و نقیض این پدیده قرار دارد و عقیده اسلامی تقاضا میکند که روند زندگی بر وفق مراد شریعت الهی باشد و لحظهای از زندگی انسان خالی از عقیده و شریعت اسلام نباشد؛ زیرا برعکس نظام دموکراسی، منشأ و مصدر دین اسلام، وحی پروردگار است و معیار خوبی و بدی همه چیز قرآن و سنت است نه عقل بشری. پس این دین باید در هر لحظهای از زندگی در نظر گرفته شود. دین مبین اسلام، آیین شامل و کاملی است که تمام جوانب زندگی انسان را از آغاز تا پایان و حتی حیات بعد از مرگ را نیز در نظر گرفته است و برای آن برنامهای کاملی چیده است؛ چنان که هیچ ناحیهای از نواحی زندگی خالی از فرمایشات اسلام نیست. هیچ برههای از زمان زندگی انسان را نمیتوان یافت که اسلام آن را شامل نباشد و در مورد آن طرح و برنامهای تعیین نکرده باشد.