نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع:مشترکات فرهنگی ایران و افغانستان
در بین مردم ایران و افغانستان تا حدودی اشتراک نسبی وجود دارد.
بهعنوان مثال، در میان مردم ایران اقلیت اهل سنت و اکثریت شیعه هستند و در افغانستان برعکس آن، اقلیت شیعه و اکثریت اهل سنت هستند. برای مردم عادی در دو کشور، توسط افراد افراطی و تندروان مذهبی که بین عوام طرفداران فراوانی دارند، سنی برای شیعه و شیعه برای سنی کافر معرفی شدهاند. در این مورد دیدگاه رسمی دولتها نرمتر است، اما جمهوری اسلامی ایران بهطور رسمی برای تمام اتباع شیعه خود خط قرمزی گذاشته تا از نزدیک شدن به اهل سنت فاصله بگیرند و کسی مبادا از محصولات فرهنگی اهل سنت استفاده یا مطالعه کند. برای پیادهسازی چنین سیاستی، روی تمام کتابهای اهل سنت بهصورت رسمی نوشته میشود «ویژه اهل سنت» به این معنی که شیعه به آن نزدیک نشود. دولت ایران از خطر غربگرایی و بیدین شدن مردم خود هیچ نگرانی ندارد؛ اما از نزدیکی آنان به اهل سنت سخت در هراس است. این وضعیت نمونهای از دینداری مشترک میان مردم ایران و افغانستان است.
بسیاری از مشاهیر ادبی و تاریخی دریزبان افغانستان که دولت و اندیشمندان ایرانی ادعای مالکیت صددرصدی آنان را دارند و مردم ما را نسبت به آنان بیگانه میشمارند و به آنان شناسنامه ایرانی اجباری صادر میکنند. از جمله این مشاهیر میتوان به نامداران چون مولانا جلالالدین محمد بلخی، خواجه عبدالله انصاری، ابنسینای بلخی، عنصری بلخی، دقیقی بلخی، ابوریحان بیرونی، عبدالقادر بیدل، امیر علیشیر نوایی، عبدالرحمن جامی، رابعه بلخی، ناصر خسرو، سنایی غزنوی، کمالالدین بهزاد، ابوعبید عبدالرحمن، محمد جوزجانی، حمیدی بلخی، ابونصر فارابی، سید جمالالدین افغانی و دهها عالم و دانشمند دیگر را برشمرد. آنان به بهانه ایران بزرگ، به تمام کشورهای همسایه هیچ احترامی به نسبت این بزرگان قائل نمیشوند و همه را از آن خود میدانند. این وضعیت مشترکات فرهنگی و ادبی میان این دو کشور همسایه است.
سایه همسایه