تالیف: عمروخالد
موضوع:نمونههایی از توبهکنندگان
در رابطه با توبه بسیار سخن گفتیم، ولی یک قسمت مهم و زیبا باقی مانده است. بیان نمونههایی از توبهکنندگان که به خاطر شیرینی و تأثیرش در قلبها، موضوع را با آن خاتمه میدهیم. بیایید با هم نمونههایی از توبهکنندگان را ببینیم تا به آنان اقتدا کرده و به میزان ارادهی توبهی آنان پی ببرید.
یکی از این نمونهها شخصی است که صد نفر را کشت. آیا این همه گناه او بیشتر از گناههای دیگران است؟ در حدیث آمده است: مردی صد نفر را کشته بود. او ابتدا نود و نه نفر را کشت، سپس از خود پرسید: آیا میتوانم توبه کنم؟ او نزد یک عابد رفت و گفت: آیا من میتوانم توبه کنم؟ عابد جواب داد: “نود و نه نفر را کشتهای و حالا میخواهی توبه کنی؟” امکان ندارد. آن مرد عابد را نیز کشت و شمار کشتهها به صد نفر رسید. اما با وجود این، قلب این مرد به او گفت که میخواهد توبه کند. حالا، آیا ما نیز چنین ارادهای داریم؟
او نزد یک عالم رفت و پرسید که صد نفر را کشته است و آیا میتواند توبه کند؟ عالم گفت: “چه کسی میتواند مانع توبه تو شود؟” اما توجه کنید که او به او گفت: “این سرزمینی که در آن هستی را ترک کن، زیرا مردمش بد هستند. ترک همنشینان ناباب به تو کمک خواهد کرد.” سپس او به سرزمین نیکوکاران رفت. در همین هنگام مرگ به سراغ او آمد و فرشتگان در مورد او اختلاف نظر پیدا کردند. فرشتگان رحمت گفتند که او با قلبش به سوی خدا آمده، ولی فرشتگان عذاب گفتند که او صد نفر را کشته است و هیچ کار خوبی نکرده است. خداوند فرشتهای فرستاد تا میان آنها قضاوت کند و فرشته گفت: “سرزمینها را با هم مقایسه کنید.” وقتی که مقایسه کردند، سرزمین نیکوکاران یک وجب نزدیکتر شد، و فرشتگان رحمت او را گرفتند.
این داستان نشان میدهد که دوستان ناباب چه تاثیری دارند و دوستان صالح چه کمکی میکنند. اگر برای توبه کردن به ما گفته شود که باید دوستان ناباب را ترک کنیم، آیا این کار را خواهیم کرد؟ این مرد شهرش را ترک کرد و به سرزمین نیکوکاران رفت. آیا ما نیز آمادهایم برای توبه، همنشینان بد را ترک کنیم؟
یکی دیگر از توبهکنندگان مردی بود که نزد رسولالله (صلى الله عليه و سلم) آمد و گفت: “ای رسولالله! من همه گناهان را انجام دادهام، آیا من میتوانم توبه کنم؟” پیامبر فرمود: “آیا مسلمان شدهای؟” آن مرد جواب داد: “آری.” پیامبر فرمود: “توبۀ تو این است که کارهای خوب انجام دهی و از بدیها پرهیز کنی.” آن مرد پرسید: “آیا گناهانم آمرزیده میشود؟” پیامبر فرمود: “آری، حتی خیانتها و سرپیچیهای تو نیز آمرزیده خواهد شد.” آن مرد از شادی فریاد زد و گفت: “اللهاکبر!” و رفت.
نمونه دیگری از توبه، زن غامدی است. زنی که پس از ارتکاب گناه نزد پیامبر آمد و گفت: “من مرتکب فحشا شدهام و اکنون باردارم، ای رسولالله! مرا پاک و طاهر ساز.” پیامبر فرمود: “برو، وقتی که فرزندت را زاییدی نزد من بیا.” زن غامدی پس از مدتها نزد پیامبر بازگشت و گفت: “فرزندم را از شیر گرفتهام.” پیامبر گفت: “بچه را به من بده.” وقتی که بچه را آوردند، پیامبر دستور داد که سنگسار شود. وقتی که عمر از پیامبر پرسید: “آیا برای زناکار نماز میخوانی؟”، پیامبر با عصبانیت فرمود: “وای بر تو ای عمر! او توبهای کرد که اگر میان هفتاد نفر از اهل مدینه تقسیم شود، برای همه کافی است.”
و در آخر، داستان مالك بن دینار است. او روزی زندگی گناهآلودی داشت، اما پس از تولد دخترش فاطمه، ایمانش شروع به رشد کرد و از گناهان فاصله گرفت. اما پس از سه سال، فاطمه درگذشت و او دوباره به گناه برگشت. در یکی از شبها که مست بود، در خواب دید که قیامت فرا رسیده است و در نهایت در آغوش دخترش از دست اژدها نجات یافت. این خواب او را بیدار کرد و او توبه کرد و تا پایان عمرش در راه خدا خدمت کرد.
اصلاح قلبها