نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: اشتراکات زبان
ادامه
زبان فارسی از زبان کهنتر پارسی میانه (پهلوی) آمده که آن نیز خود از پارسی باستان سرچشمه گرفته است. پارسی باستان زبان رسمی شاهنشاهی هخامنشی بود. دری به عنوان زبان رسمی و دینی شاهنشاهی ساسانی درآمد که در این دوران در دیگر سرزمینها گسترش بسیاری یافت؛ بهگونهای که در افغانستان جایگزین زبانهای پارتی و بلخی شد و بخشهای بزرگی از خوارزمیزبانان و سغدیزبانان در خوارزم و ماوراءالنهر نیز دریزبان شدند. زبان دری پس از اسلام به عنوان زبان نوشتاری در خراسان پا گرفت و گسترده شد.
زبان دری در طول تاریخ زبان فرهنگی و ارجمند امپراتوریهای پرشماری در آسیای غربی، میانه و جنوبی بوده است. این زبان تأثیرات بزرگی را بر زبانهای همسایه خویش از جمله زبانهای ترکی، ازبکی، بلوچی و اردو گذاشته است. بر عربی نیز تأثیر گذاشته و از آن نیز تأثیر پذیرفته است. این زبان حتی در میان کسانی که گویشور بومی آن نبودهاند، همانند پشتونها، عربها، پشهایها و… تأثیرات فراوانی گذاشته است. در افغانستان و هند در دوره گورکانیان برای مدتی زبان رسمی دیوانسالاری بوده است.
زبان دری و فارسی از نظر آثار ادبی، شمار و گوناگونی واژگان و همچنین ضربالمثلها یکی از غنیترین و پرمایهترین زبانهای جهان است. از شناختهشدهترین آثار ادبیات دری و فارسی میتوان شاهنامه فردوسی، آثار مولانای بلخی، رباعیات عمر خیام، پنجگنج نظامی، دیوان حافظ، منطقالطیر عطار نیشابوری، گلستان و بوستان سعدی و دیوان بیدل را نام برد.
سایه همسایه