نویسنده: نهضت
فصل اول: حقوق بشر
1.تعریف حقوق بشر
ب. بشر
ادامه
در فرهنگ لغت، واژه بشر به معنای مردم، آدمی و انسان بهکار رفته است (معین، 1387: 212). این واژه بهطور کلی به موجودی اطلاق میشود که دارای ویژگیهای انسانی است.
در دانشنامه حقوق خصوصی، بشر به معنای انسان و آدمی تعریف شده است. در تعریف آدمی و انسان آمده است: «آدمی در لغت، اسم منسوب به آدم است و به معنای انسان و بشر بهکار میرود. در فقه و حقوق، آدمی به کسی گفته میشود که واجد مقوّمات انسانی باشد؛ یعنی هم از لحاظ منطقی، شاخصههای انسانی را دارا باشد و هم در شرع و قانون بهعنوان انسان شناخته شده باشد. بهعلاوه، چنین فردی باید حداقل از اهلیت وجوب برخوردار باشد.» ( انصاری و طاهری، 1388: 17). با توجه به اهمیت مفهومشناسی انسان یا بشر، لازم است نگاه غرب و اسلام را به انسان به طور مختصر بیان کنیم، زیرا نوع نگاه به انسان است که ضرورت حقوق او را در نظامهای فکری مختلف مشخص میکند. از این رو، ارائه توضیحی مختصر درباره ماهیت انسان در تفکر غربی و اسلامی از اهمیت ویژهای برخوردار است. این بررسی به درک بهتر تفاوتهای بنیادین بین دو نظام فکری و تأثیر آنها بر شکلگیری حقوق بشر کمک میکند.
انسان در تفکر غرب مدرن: در تفکر غربی، انسان به عنوان محور اصلی توجه فلسفه و علوم انسانی قرار گرفته است. با ورود به عصر جدید (قرون ۱۶ تا ۱۸ میلادی)، تحقیق و پژوهش در خصوص انسان جایگاه بسیار مهمتری یافت. در این دوران، اصطلاحاتی مانند «طبیعت انسان» و «انسانشناسی فلسفی» مطرح شدند که نشاندهنده توجه ویژه به ماهیت و جایگاه انسان بودند. فیلسوفانی مانند توماس هابز، جان لاک و ژانژاک روسو نظریات مختلفی درباره انسان ارائه دادند. هابز انسان را «گرگ انسان» میدانست و معتقد بود که انسان در حالت طبیعی، موجودی خودخواه و درگیر جنگ و رقابت است. در مقابل، جان لاک نگاهی خوشبینانه به انسان داشت و او را در حالت طبیعی، موجودی قابل احترام، ترقیخواه و آگاهیطلب معرفی کرد. روسو نیز با نظریه «طینت پاک انسانی» سعی داشت خوشبختی گمشده انسان را که در جوامع ابتدایی با هماهنگی کامل با طبیعت زندگی میکرد، بازگرداند. در دوران مدرن، جایگاه انسان به طور قابل توجهی تغییر کرد. در قرون وسطی، کمال انسان در اتحاد او با خدا حاصل میشد، اما در دنیای مدرن، سرمنزل غایی انسان یک آرمانشهر زمینی شد. مدرنیته نوعی جهتگیری در مقابل نگرش قرون وسطایی به انسان، جهان و خدا بود. بشر مدرن آرزومند بود تا جایگاه انسان و جهان را بر بنیاد عقل و قوه شناختی انسان بازسازی کند و محور هستی را از خدا به انسان منتقل نماید. این نگاه به انسان، باعث شکلگیری اعلامیههایی مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر شد که در آن، حقوق و آزادیهای فردی به عنوان محور اصلی مورد توجه قرار گرفت.
انسان در تفکر اسلامی: در تفکر اسلامی، انسان جایگاه ویژهای دارد و به عنوان «خلیفه الله» (جانشین خدا) بر روی زمین و «عبد خدا» معرفی میشود. قرآن کریم در آیه ۳۰ سوره بقره میفرماید: «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً»( بقره، 30). من در زمین جانشینی قرار خواهم داد. این آیه نشاندهنده آن است که انسان به عنوان خلیفه خداوند بر روی زمین، مسئولیتهای بزرگی دارد و باید در راستای آبادانی زمین و تحقق عدالت تلاش کند. همچنین، در آیه ۵۶ سوره ذاریات آمده است: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ»( ذاریات، 56). و من جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه مرا بپرستند. این آیه نشاندهنده آن است که هدف اصلی آفرینش انسان، عبودیت و بندگی خداوند است. پس در تفکر اسلامی، انسان به دلیل برخورداری از عقل، اراده و روح الهی، جایگاه ویژهای دارد. برخلاف برخی نظریات غربی که انسان را موجودی خودخواه یا درگیر جنگ میدانند، اسلام انسان را موجودی دارای کرامت ذاتی و مسئولیتپذیر معرفی میکند. این نگاه به انسان، باعث شکلگیری نظامهای حقوقی و اخلاقی الهی میشود که بر پایه مسئولیتپذیری انسان در برابر خداوند و دیگران استوار است.
حقوق بشر غربی (نقدی بر مبانی و عملکرد)