فهرست بستن

مأموریت شکست خورده

نویسنده: محبوبی
اصول و مبانی دموکراسی
د. آزادی مذهب
ادامه
قضایای متعددی در این زمینه در افغانستان عصر جمهوریت اتفاق افتاده است؛ از جمله: «در سال 1384 مسیحی شدن شخصی به نام عبدالرحمن افشا شد، وی توسط پولیس دستگیر و به زندان انداخته شد، اما با کمال ناباوری، این فرد زندانی از داخل زندان از دولت ایتالیا تقاضای پناهندگی نموده و در زودترین فرصت از زندان آزاد شده و به ایتالیا منتقل شد» (محبوبی، 1403: 108) که این خود بیانگر اوج دموکراسی غربی و عدم تطبیق احکام اسلامی در افغانستان بوده است.

«یک مورد دیگر در سنبله سال 1387، علمای جاغوری شخصی را به نام امین موسوی که با سوءاستفاده از نام روحانیت در لیسه علیاتوی این ولسوالی به صفت معلم دینیات ایفای وظیفه می‌کرد و در صنف‌ها بجای اسلام از مسیحیت تبلیغ می‌کرد را حین تبلیغ مسیحیت دستگیر نموده و به جرم ارتداد محکوم به مرگ کردند. اما این فرد مذکور با پرداخت رشوت به عناصر ضعیف الایمان دوران جمهوریت، موفق به فرار شد» (همان). این قضایا، نتیجه‌ی آزادی باور و عقیده در نظام دموکراسی عصر جمهوریت بوده است. آزادی مذهب و عقیده یعنی همین. هنگامی که دموکراسی بر کشور حاکم باشد و آزادی در ابعاد مختلف مشروع باشد، ثمره‌ی آن جز بی‌دینی و ارتداد، چیز دیگری نخواهد بود.
همچنین مردم جامعه‌ی که نظام دموکراسی بر آن حاکم است، آزادند تا جهت اجرای مناسک دینی خود، اماکن و معابد مذهبی بسازند تا در آنجا به انجام اعمال عبادی خود بپردازند. مردم موظف‌اند تا به عقاید و باورهای یکدیگر احترام بگذارند و حکومت نیز مسئول و مکلف است تا از اجتماعاتی که افراد جامعه جهت اجرای مناسک و جشن‌های مذهبی خود برگزار می‌کنند، در مقابل افراد و اشخاص مخالف، محافظت نماید و موانع را برطرف کند. در جامعه دموکراتیک هر فرد آزاد است که برای خود هر مذهب و دینی را که می‌خواهد انتخاب نماید و این آزادی مذهب یکی از اصول اساسی دموکراسی محسوب می‌شود. باز هم برای توضیح و روشن شدن موضوع به افغانستان عصر جمهوریت که نظام دموکراسی بر آن حاکم بوده است، برمی‌گردیم. تنصیری‌های مسیحی با استفاده از آزادی که در دموکراسی مطرح شده است، در تبلیغ و دعوت به مسیحیت به حدی پیشروی کرده بودند که در برای آموزش آیین خود و انجام مناسک آن، دست به ایجاد کلیسا زده بودند و تعداد زیادی کلیسای خانگی در سطح کشور به‌خصوص در کابل ایجاد کرده بودند و همواره در پی ایجاد کلیسای بزرگ به گونه‌ی رسمی بودند. آماری که در کتاب «ترویج گمراهی» از کلیساهای خانگی بیان شده است، به‌خوبی بیانگر و اثبات‌کننده‌ی این موضوع است: «تنها در پایتخت کشور (کابل)، سمت غرب کابل حدود 7 کلیسای خانگی شناسایی شده است: 3 باب کلیسای خانگی در کارته چهار، 2 باب کلیسای خانگی در کارته سه، 1 باب کلیسای خانگی نسبتاً بزرگ در سرک 4 سیلوی و 1 باب کلیسای خانگی در ساحه‌ی پل خشک در غرب کابل که قطعاً این‌ها بخشی از کلیساهای خانگی مخفی تنصیری‌های مسیحی در عصر جمهوریت در کشور اسلامی افغانستان بوده است» (محبوبی، 1403: 69).»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *