نویسنده: محبوبی
فصل دوم: دموکراسی در فراشد زمان
پیشینه دموکراسی در جهان
ه. در آمریکا
مهاجرانی که در قرن ۱۷ و ۱۸ میلادی به آمریکا پناه آورده بودند، فراریانی از ستمهای سیاسی و مذهبی در اروپا بودند. این افراد بهتدریج مستعمرات مختلفی در سواحل شرقی آمریکا تأسیس کردند که زمینه را برای شکلگیری یک حکومت جدید فراهم کرد. اندیشههای روشنگری در اروپا، بهویژه افکار فیلسوفانی چون جان لاک، بر آمریکاییها تأثیر عمیق گذاشت. این ایدهها به ترویج اصول آزادیهای فردی و دموکراسی در جامعه آمریکا همراه بود. سرانجام با گذشت زمان، نارضایتی مستعمرات آمریکایی از سلطنت بریتانیا و قوانین ناعادلانه، منجر به انقلاب آمریکا گردید. اعلامیه استقلال آمریکا که در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ بهوسیله توماس جفرسون نوشته شد، اصولی مانند آزادی، حقوق طبیعی و حق اعتراض را تبیین کرده و بهعنوان نقشه راهی برای یک ملت نوین، پیش روی جامعه آمریکا قرار گرفت. پس از انقلاب آمریکا و استقلال آن، نیاز فوری به یک دولت مرکزی قوی بهشدت احساس میشد. از این جهت، نمایندگانی از ایالتهای مختلف در فیلادلفیا گرد آمدند و در نهایت قانون اساسی ایالات متحده در سال ۱۷۸۷ تصویب شد. این قانون به ساختار حکومتی، تقسیم قوا پرداخته و محافظت از حقوق شهروندان را به همراه داشت. قانون اساسی پس از تصویب بهعنوان تأسیس دولت فدرال در سال ۱۷۸۹ منجر شد؛ جورج واشنگتن بهعنوان نخستین رئیسجمهور انتخاب گردید.
قانون اساسی ابتدا حق رأی را به مردان آزاد در ایالتهای بنیانگذار محدود کرد. در اوایل قرن ۱۹، جنبشهایی برای گسترش حق رأی شکل گرفت. اصلاحات در دهههای ۱۸۲۰ و ۱۸۳۰ به بسیاری از مردان غیر مالیاتی حق رأی داد. همچنین، جنبشهای اجتماعی مانند: جنبشهای آزادی زنان و ضد بردهداری بهتدریج جنگ برای حقوق برابر و بهبود شرایط اجتماعی پرداخته و به افزایش آگاهی درباره اصول دموکراتیک کمک کردند. جنگ داخلی بهعنوان نقطه عطفی در تاریخ دموکراسی آمریکا شناخته میشود. این جنگ که به تنشهای بین ایالتهای شمالی و جنوبی در مورد بردهداری و حقوق ایالتها منجر شد، میلیونها نفر را به کام مرگ کشاند و تحولات سیاسی و اجتماعی قابل توجهی را به همراه داشت. پس از جنگ، اصلاحات قابل توجهی در راستای آزادی و حقوق شهروندی بهخصوص برای بردگان تصویب شد؛ چنانکه مادههای ۱۳، ۱۴ و ۱۵ قانون اساسی به ترتیب به آزادی بردگان، اعطای حقوق شهروندی و حق رأی مردان بدون توجه به نژاد اشاره کرده است. تا این زمان (تا قرن نوزدهم)، حق رأی برای زنان اعطا نشده بود. از اوایل قرن بیستم، زنان به مبارزاتی برای حق رأی و برابری اجتماعی پرداختند. این مبارزات نوزدهمین اصلاحیه قانون اساسی را در سال ۱۹۲۰ که حق رأی را برای زنان بود، تضمین کرد.
مأموریت شکست خورده