نویسنده: محبوبی
فصل دوم: دموکراسی در فراشد زمان
پیشینه دموکراسی در افغانستان
أ. دهه دموکراسی
حکومتهای دههی دموکراسی
ادامه
هاشم میوندوال، دومین صدراعظم دهه دموکراسی بود و سهم بزرگی در تسوید قانون اساسی جدید نداشت؛ ولی از روی اظهار وفاداری به پادشاه و فصاحت و بلاغتش در گفتار، توانسته بود نظر و اعتماد ظاهر شاه را جلب کند. میوندوال همواره تلاش میکرد تا قانون اساسی تطبیق شود و مدیریت ادارات دولتی بر اساس شایستهسالاری ادامه پیدا کند. حکومت میوندوال بود که مطابق به احکام قانون اساسی و قانون مطبوعات مجوز جراید خلق، پرچم، وحدت، روزگار، جبهه ملی، پیغام امروز، سبا، کاروان، افغان ملت، شعله جاوید و… را صادر کرد. همین آدم بود که به احزاب کمونیستی که بعدها افغانستان را به خاک و خون کشیدند، اجازه فعالیت داد. همچنان وی بهطور غیررسمی حزب «دموکرات» مترقی را ایجاد کرد. میوندوال مردم را به یک انقلاب آرام فرا میخواند. برای همین، وقتی ظاهر شاه دریافت که نفوذ و محبوبیت او روبهافزایش است، برای اینکه از خطر میوندوال رهایی یابد، به تشویق و حمایت تعدادی از اعضای کابینه اقدام کرد. وقتی میوندوال به بهانه بیماری استعفا کرد، ظاهر شاه از تمام امکانات خودش استفاده کرد تا نفوذ وی را پاکسازی کند. روزنامه حزب «دموکرات مترقی» (مساوات) بهتدریج مصادره شد و حامیان میوندوال تحت تعقیب قرار گرفتند (صیقل، ۱۳۹۴: ۳۲۲).
پس از استعفای میوندوال، نور احمد اعتمادی به تشکیل کابینه مأمور شد. او هنگامی تشکیل کابینه داد که اختلافات خانوادگی و سیاسی میان شاه و داودخان و بقیه اعضای فامیل شاه پابرجا بود. اعتمادی بهطور پنهانی هم با داودخان بود و هم با شاه. حتی برای رضای خاطر داودخان از شاه تقاضای منصرف شدن از قانون اساسی جدید را داشت. صدیق فرهنگ در خاطرات خودش، از نور احمد اعتمادی بهعنوان یک انسان غیرفعال و تنبل یاد کرده است. به نظر فرهنگ، اعتمادی «در هیچ حال مسافرت تفریحی اخیر هفتهاش را از دست نمیداد. دوره حکومت او برای مأموران و کارمندان دولت در حکم یک دوره استراحت و تنفس بود که در آن ترتیب برنامه تفریحی اخیر هفته بر برنامه کار در داخل هفته مقدم شمرده میشد.» از دیدگاه صدیق فرهنگ، نور احمد اعتمادی بعد از ختم مسئولیتش تلاش کرد با غرق کردن خود در آب دریاچهای قرغه به زندگی خود پایان بخشد، اما موفق نشد. (فرهنگ، ۱۳۹۴: ۴۱۰)
داکتر عبدالظاهر، چهارمین صدراعظم دهه دموکراسی است. پس کنار رفتن نور احمد اعتمادی از قدرت، پادشاه مسئولیت صدارت را برای داکتر عبدالظاهر پیشنهاد کرد؛ ولی او عذر پیش آورد؛ اما از آنجایی که او شخصیت مورد اعتماد ظاهر شاه بود، سرانجام شاه پس از استعفای نور احمد اعتمادی، به دلیل اینکه از مخالفان قانون اساسی مأیوس شده بود، مصمم شد تا صدارت خویش را به داکتر عبدالظاهر بسپارد. اما همین عبدالظاهر که مورد اعتماد شاه و دربار بود، بعدها، به افتخار سرنگونی سلطنت ظاهر شاه و آمدن نظام جمهوری و کمونیستها در افغانستان، در هتل «آشوکا» در دهلی جدید ضیافتی ترتیب داد و خودش «اتن» کرد. (در هنگامی که داودخان کودتا کرد، داکتر عبدالظاهر سفیر افغانستان در دهلینو بود).
مأموریت شکست خورده