تالیف: سید ابوالحسن ندوی
تعرض قریش به مسلمانان در مدینه
وقتی اسلام در «مدینه» استقرار یافت و قریش متوجه شدند که اسلام بهطور پیوسته در حال رشد و شکوفایی است و هر روز بر گسترش و اقتدار آن افزوده میشود، دریافتند که اگر این روند ادامه یابد، زمام امور از دستشان خارج خواهد شد. پس از آنکه اسلام بهخوبی نیرو بگیرد، دیگر قادر به مقابله با آن نخواهند بود.
در اینجا بود که قریش آستین دشمنی و عداوت را بالا زد و از هر طرف علیه مسلمانان فریاد برداشت. اما خداوند متعال به مسلمانان دستور صبر و گذشت داد و فرمود:
«كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ»
(سورهٔ نساء، آیهٔ ۷۷)
دستهای خود را نگاه دارید و نماز را برپا دارید.
هدف از این فرمان آن بود که لذتهای دنیایی در نظر آنان کوچک شمرده شود و اطاعت از خداوند، مخالفت با نفس، ایثار و فداکاری برایشان آسان گردد.
اجازهٔ جنگ
زمانیکه مسلمانان قدرت و شوکت یافتند و بازویشان نیرومند شد، خداوند متعال به آنها اجازهٔ جنگ داد، هرچند آن را هنوز بهعنوان یک فریضه واجب نکرد. چنانکه میفرماید:
«أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ»
(سورهٔ حج، آیهٔ ۳۹)
به کسانیکه مورد ظلم قرار گرفتهاند، اجازهٔ جنگ داده شده است، و همانا خداوند بر یاری آنها تواناست.